دليل ديگرى براى اثبات صحت و اعتبار احاديث كافى اشاره نموده است . عين نوشتهء ايشان در آنجا به اين صورت است : « شيخ محمد بن يعقوب در زمان وكلاى امام مهدى ( عج ) - عثمان بن سعيد عمرى و فرزندش ابى جعفر محمد و ابى القاسم بن روح و على بن محمد سيمرى رحمهم الله - مىزيسته است و فوت وى به سال 328 در بغداد ، پيش از فوت على بن محمد سيمرى ( شعبان سال 339 ) بود ، از اين رو آثار و روايات او در زمان وكلاى امام عصر ( عج ) بوده است و ايشان توانسته در رابطه با صحت و سقم آنها و تصديق كتابهايش از وكلا تحقيق كند » . « 1 »
محدث حر عاملى اين سخن را تا عبارت « فى زَمَنِ الوُكَلاء المَذكُورينَ » « 2 » آورده است ، با آنكه ادامهء دليل بيشتر بر مراد ايشان دلالت مىكند . به هر حال ، محدث نورى پس از نقل كلام سيد مىنويسد : « نتيجهء سخن او اين است كه مرحوم كلينى ، كتاب را بر يكى از وكلاى امام عليه السلام عرضه نموده و از آنها تأييد و حكم به صحت آن را گرفته است ، و روشن است كه تأييد آنها عين تأييد امام عليه السلام است » .
البته اين نتيجهگيرى قطعى نيست ، اما با توجه به مقدمات سخن وى ، براى انسان اطمينان به مطالب آن حاصل مىشود ، چرا كه مرحوم كلينى در همان شهرى كه نواب امام ( عج ) در آنجا بودند ، عالم سرشناس ، بزرگوار و مرجع علماى اماميه بود و غرض وى از نگارش آن نيز - همانطور كه در آغاز كتاب مىگويد - به دنبال تقاضايى كه از وى كرده بودند ، عمل به آن كتاب در تمامى مسائل دينى بود . و گاه اتفاق مىافتاد كه شيعيان در زمان حضور او در بغداد از نواب حضرت درخواست مىكردند كه از حضرت ( عج ) راجع به صحت فلان حديث و عمل به آن سؤال كنند ، كه در نامههاى محمد بن عبداللَّه بن جعفر حميدى و ديگران به محضر امام عليه السلام ، از اين پرسشها فراوان به چشم مىخورد ، لهذا خيلى بعيد است كه وى در طول اين بيست سال با
هامش
( 1 ) . مستدرك الوسائل ، ج 3 ، ص 532 ، عبارت مذكور در محجه ص 159 تا عبارت « و تحقيق منقولاته » آمده است ولى عبارت « وتصديق مصنّفاته » نقل نشده است ، البته اين جمله در حاشيهء همين قسمت از نسخهء اصلاح شده محدث نورى وجود دارد .
( 2 ) . وسائل ، ج 2 ، ص 71 .