تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
از اين رو هر كمالى كه فرد فرد آنها دارند ، ايشان همهء آنها را يك جا دارند و لذا اگر وى با امثال بزنطى و جعفر بن بشير مقايسه شود ، قهراً بايد گفت : مشايخ كلينى از ثقات بودند و اگر با طاطرى و اصحاب اجماع مقايسه كنيد ، ناچاريم احاديث وى را صحيح بدانيم و بگوييم : احاديثش را از كسانى كه هم خودشان بوده‌اند و هم احاديث آنها ، مورد وثوق است ، اخذ كرده است . نجاشى پس از توصيف وى به اوثقيت ، مىگويد : « وى كافى را در بيست سال نوشت » . روشن است كه ذكر اين مدت براى اثبات اثْبَت بودن او در تنقيح اخبار است و غرض او مجرد جمع‌آورى اخبار پراكنده نبوده است ، زيرا اين كار محتاج بيست سال تحقيق نيست . بديهى است كه صرف اين مدت براى به دست آوردن اخبار صحيح و قابل اعتماد و نيز جمع‌آورى اصول و كتب معتبر و اتصال به سند به صاحبان آنها از راه‌هاى معتبر و توجه به متون احاديث و تصحيح و تنقيح آنها ، لازم و ضرورى است . نكتهء ديگرى كه از تعبير اوثق و اثبت بودن استفاده مىشود ، اين است كه وى مبرّا از نواقص و عيوب بعضى از راويان ( كه عامل تضعيف احاديث آنها مىشود ) مىباشد ، مانند نقل روايت از راويان ضعيف ، مجهول ، و از كسى كه با او ملاقات نداشته ، و نيز سوء ضبط ، اضطراب در الفاظ حديث ، اعتماد به مراسيلى كه وثاقت افرادى كه نام آنها در سند روايات افتاده است ثابت نشده است ، و امثال اين امور كه با عدالت منافاتى ندارد ، ولى با قوهء ثبت و وثاقت جمع نمىشود . « 1 » ما كلام محدث نورى را با آن‌كه طولانى بود ، به دليل اين‌كه حاوى فوايد و نكات بسيار است ، نقل كرديم ، با اين حال نتيجه‌اى كه ايشان از اين سخنان گرفته‌اند ، به چند دليل اشتباه است : اولًا . لفظ اوثق اسم تفضيل از وثاقت است و مراد از آن اجتناب از دروغ است كه ناشى از عدالت و ورع شخص مىباشد ، همان‌طور كه لفظ اثْبَت ، اسم تفضيل از وثاقت است و مراد از آن لغزش و خطاى اندك و ندرت اشتباه است ، پس اگر شخص
هامش
( 1 ) . مستدرك الوسائل ، ج 3 ، ص 534 - 535 .
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى ) — صفحة 163 | محمد قنبرى