از دروغ اجتناب نكند ، ثقه نيست و اگر خطاها و لغزشهاى فراوان داشته باشد داراى قوهء ثبت نخواهد بود ؛ بنابر اين اوثق به معناى كسى است كه عالىترين درجهء اجتناب از كذب را دارد ، و اثْبَت كسى است كه در مصون بودن از لغزش و خطا ممتاز است .
از اين رو ، اين دو لفظ مراد محدث نورى را اثبات نمىكند ، هر چند ايشان با گردآورى شواهد ، براى اثبات نظريهء خود بسيار خود را به زحمت انداخته است .
خلاصه اينكه : از اين دو لفظ اين معنا استفاده نمىشود كه اشخاصى كه به آن دو توصيف مىشوند ، همهء فضايل سايرين را به نحو تمام و كمال دارا هستند ، بلكه مراد مبرا بودن آنها از دروغ و اشتباه و لغزش است ، و اينكه دو ويژگى در حد اعلى در آنها وجود دارد ، و اين امر ربطى به صحت روايات كتاب او و وثاقت راويان آنها و يا همراه بودن آنها با قراين داخلى كه مدعاى محدث نورى است ، ندارد .
ثانياً . اينكه برخى تنها از ثقه روايت و ارسال مىكنند ( بر فرض كه آن را مزيت قلمداد كنيم ) ربطى به وثاقت آنها ندارد ، به گونهاى كه مرحوم كلينى آن مزيت را نداشته باشد ، اوثق و اثبت نباشد ؛ زيرا ويژگى اوثق و اثبت مربوط به اجتناب از كذب و صيانت از لغزش و اشتباه است ، نه ويژگى ديگر .
ثالثاً . نقل روايت از افراد ضعيف ، بدون ذكر نام او با وثاقت شخص منافات دارد ، ولى اگر نام آنها در سند آورده شود ، منافاتى با وثاقت او ندارد . البته بسيار نقل كردن از راويان ضعيف مذموم است همانطور كه موجب تبعيد احمد بن محمد بن خالد برقى شد ، بنابر اين اگر مرحوم كلينى از تعدادى از ضعفا با ذكر نام آنها در سند ، روايت نقل كند ، اين امر با اوثق و اثبت بودن وى منافات نخواهد داشت .
رابعاً . مراد از اجتناب از نقل از ضعيف ، نقل بلاواسطه از اوست و گرنه نقل از ثقهاى كه او از ضعيف نقل مىكند اشكالى ندارد و امر رايجى است . يكى از اين افراد نجاشى است كه مروىٌ عنه بلاواسطهء او همگى ثقهاند ، ولى در عين حال در سلسلهء سند او گاهى راويان ضعيف ديده مىشوند ، لذا در احوال ابى المفضّل محمد بن عبداللَّه بن محمد مىنويسد : « تمام عمرش را در تحصيل حديث در مسافرت بود و در كوفه تولد يافت ، در ابتداى امر شيعه بود و سپس منحرف شد . اكثر اصحاب از او
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى ) — صفحة 164
مساهمون: محمد قنبرى
ص١٦٤