وجه دوم : مدايح وارد در حق نويسندهء كتاب ( كلينى )
از نظر محدث نورى ، مدايح كلينى با صحت روايات كافى و عدم نياز مراجعه به اسناد روايات آن ، ملازمه دارد . برخى از اين مدايح چنين است :
1 . نجاشى : « كلينى موثقترين و دقيقتر افراد در حديث است » .
2 . علامه نيز در كتاب خلاصه مانند اين تعبير را دارد .
چنين تعبيرى از شخصى مانند نجاشى ، زمانى بجا خواهد بود كه مرحوم كلينى واجد تمامى امتيازات و محاسن راويان و نويسندگان در بُعد سند حديث و اعتبار خبر باشد و از با ارزشترين و شريفترين صفات در اين باب - همانطور كه در شرح حال برخى آمده است - نقل روايت از ثقات و اخبار موثوق است .
شيخ طوسى رحمه الله در الفهرس مىگويد : « على بن حسن طاطرى ، قبلًا واقفى و در مذهب خود بسيار سرسخت بود » . تا آنجا كه مىگويد : « او كتابهايى در فقه دارد كه آنها را ، از راويانى كه خود و اخبارشان مورد وثوقاند نقل كرده است » . و نيز فرموده است : « جعفر بن بشير داراى معلومات زياد و ثقه است و از ثقات روايت نقل مىكند و نيز افراد ثقه از او روايت نقل مىكنند » . نجاشى نيز مانند همين تعبير را ، در احوال محمد بن إسماعيل بن ميمون زعفرانى آورده است .
نيز شيخ در عدّه مىنويسد : « علماى اماميه ، اعتبار رواياتِ محمد بن ابى عمير ، صفوان بن يحيى ، احمد بن محمد بن ابى نصر و ديگر ثقاتى را كه معروفاند به اينكه فقط از ثقه روايت و ارسال مىكنند با مسانيد ديگران يكسان دانستهاند و لذا وقتى كه اين افراد به تنهايى روايتى را نقل كنند ، علماى اماميه به مراسيل آنها عمل مىكنند » .
همچنين علامه در مختلف تصريح دارد كه ابن ابى عقيل از مشايخ علماى اماميه است و مراسيلِ او به خاطر عدالت و معرفت وى پذيرفته شده است .
اينك مىگوييم : اگر ابو جعفر كلينى نسبت به آنها اوثق و در نقل حديث دقيقتر باشد ، قهراً صاحب تمامى امتيازات و مدايحى خواهد بود كه از آنها در بُعد نقل روايت شده است . و اگر او كسى بود كه از مجهول و يا ضعيفى كه روايت او متروك است و يا خبرى كه محتاج به بررسى سند دارد ، روايت نقل مىكرد ، ديگر اوثق و اثبت از آنها نمىبود .