تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى ) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
نمىتوانست اجلّ اين كتاب‌ها باشد » . البته بنده كتاب روايىاى كه اين چنين باشد نديده‌ام ، اگر منظورشان همان اصول نوشته شده در عصر ائمه عليهم السلام باشد ، كه شيخ طوسى در عُده تصريح فرموده است : « در صورتى مىتوان به آنها استناد و احتجاج كرد كه راوى آنها ثقه باشد » . نيز شيخ طوسى در بيان نظريهء خود در حجيت خبر واحد مىنويسد : « همهء علماى شيعه به اين اخبار كه در نوشته‌هايشان نقل كرده و در اصول خود تدوين نموده‌اند ، عمل مىكنند . وانگهى اين كار مورد اعتراض و دفاع واقع نشده است ، به حدى كه اگر يكى از علما به چيزى كه ديگران از آنها بىاطلاع هستند ، فتوا مىداد و از وى پرسيده مىشد كه اين فتوا را از كجا آورده‌اى ؟ اگر او در پاسخ ، آنها را به كتاب معروف و يا اصل مشهورى كه راوى آن ، ثقه و حديث او مقبول است ، ارجاع مىداد ، ساكت مىشدند و از او مىپذيرفتند » . « 1 » اين عبارت به صراحت مىرساند كه مجرد وجود يك خبر در اصول ، در استناد كفايت نمىكند ، بلكه بايد وثاقت راوى آن نيز احراز شود ، حال اگر وضع اصول اين باشد ، وضع ساير كتب در رجوع به سند احاديث آنها روشن است . وآنگهى بر فرض اين‌كه چنين كتابى وجود داشته باشد ، منظور از « اجلّ الكتب » و ديگر تعابير ، از جهت شيوهء فصل‌بندى ، جامعيت و ضابطه‌مند بودن و ديگر مزايايى است كه در ساير كتاب‌ها - چه قبل و چه بعد از آن - وجود ندارد ، نه اين‌كه اين كتاب مزاياى تمام كتاب‌هاى قبلى را دارد . براى روشن شدن بيشتر مفهوم اين‌گونه تعابير به عبارات زير كه در مورد برخى كتاب‌ها است ، توجه كنيد : « كتاب بحار ، يك جامع روايى بىمانند است » . و « جواهر از با ارزش‌ترين كتب فقهى است » . اين تعابير ناظر به صحت روايات بحار الانوار و فتاواى كتاب جواهر الكلام نيست ، بلكه ناظر به جامعيت بحار و كثرت فروع و دقت نظر موجود در جواهر است ، و منظور اين نيست كه تمام مزاياى موجود ، در كتاب‌هاى حديث و فقه در اين دو كتاب جمع است .
هامش
( 1 ) . عدة الاصول ، ص 338 ، چاپ جديد .