تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى ) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١
امام عليه السلام عرضه نكند ! البته فرموده كه ما دعواى قطع نسبت به اين مطلب نداريم . اين جور كه مرحوم مجلسى رحمه الله در مرآت العقول حمله كرده ، فرموده كه بعض المجازفين ( كه مرادش ملا خليل قزوينى رحمه الله مىباشد ) . دعوى قطعيت كرده نسبت به كافى ، مرحوم مجلسى كه ما ادعاى قطع نمىكنيم تا جزاف باشد ، ولى اين مطلب را مىگوييم مطمئناً كه ائمه عليهم السلام راضى به اخبار كلينى و عملش بوده‌اند . حاجى نورى مىفرمايد : ما اين مطالب را ذكر مىكنيم براى ايجاد اطمينان براى شخص و اطمينان هم از حجج عقلائيه است كه براى هر كسى حاصل شد مىتواند طبق آن عمل كند و عند اللَّه عذر است . نهايت ، اشخاص ديگر نمىتوانند بدون اين‌كه براى خودشان اطمينان حاصل شود از اطمينان ديگران تقليد بكنند اگر شهادت ديگران به وثاقت روات و اطمينان حاصل از روى وثوق روات باشد ، ديگران هم بايد به اين شهادت ترتيب اثر بدهند سواء حصل الاطمينان لهم ام لا ، اما اگر گوينده شهادت به وثاقت نداد ، از غير راه شهادت ، به وثاقت روات راهى پيدا كرد مىتواند خودش عمل كند ، ولى براى ديگران حجت نيست و مىفرمايد : با اين مقدمات براى ما اطمينان حاصل مىشود و اگر هر كسى در اين مقدمات غور كند ، براى او هم اطمينان حاصل مىشود . بعد براى نمونه مواردى را كه ، كتاب به معصومين عرضه شده ، نقل مىكند . كتاب تكليف محمد بن على شلمغانى را حسين بن روح رحمه الله خواسته و خوانده و غير از 2 ، 3 روايت ، بقيه را فرموده صحيح است و بعض ديگر هم سؤال مىكردند ، آن عالم فرموده : اوايل قدرى با ترديد تلقى مىكرديم و خيال مىكرديم اين كتاب در منزل اشخاص غالى است ، ولى بعداً ديديم كه به حسين بن روح عرضه شده و بعد به امر او آن را استنساخ نموديم و ابن تمام كه از آن عالم اين مطلب را نقل مىكند نسخهء استنساخ شدهء او را خواستم ، گفت فعلًا گم شده ، همراهم نيست يا كسى برده ، بعد از جاى ديگر از آن استفاده نموديم . بعد مىگويد : از مؤيدات مطلب اين است كه عده‌اى از شاگردان كلينى مثل صفوانى ، نعمانى ، ابو غالب زرارى كسانىاند كه كافى را روايت كرده‌اند . ابو غالب تقريباً ربع كافى را به خط خوش نوشته ، و بنا داشته بقيه را هم بنويسد . ابو غالب نسبت