تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
بغداد رفته و در آن‌جا وفات نموده ، خلاصه اگر معاشر با آنها بوده چطور يك روايت از سفراء اربعه نقل نمىكند . چه داعى بوده ، با اين‌كه معاشر بوده حتى 1 روايت نقل نكند ؟ ! در كافى مطالبى راجع به غيبت و امام زمان ارواحنا فداه دارد ، ولى معذلك از نُواب نقل نمىكند . اين را نبايد اماره بگيريم كه حشرى نداشته و الا مطلبى نقل مىنمود . در خود كتاب مىبينيم از اشخاصى مختلف راجع به امام زمان عليه السلام نقل كرده ، اما از نُواب مطلبى ذكر نكرده . احتمال هست كه آزادى نداشته ، حسين بن روح را كه ممكن است عصر او را درك نكرده و ممكن است درك كرده ، چون حسين بن روح در سال 304 يا 305 ق وفات كرده ، اول نيابت حسين بن روح را درك كرده محتملًا نسبت به آن دو علنى نبوده كه همه شيعه بفهمند كه آنها سفراى امامند ، محيط آزادى كامل نبوده ، روى اين جهت احتمال زيادى هست كه كلينى و غيره نمىتوانستند بگويند ما تماس داريم از نظر حكومت وقت و خلفاء ، آن وقت به چه دليل مىتوانيم بگوييم كتاب را آنها ديده‌اند و به امضاى امام عليه السلام هم رسيده ، وضع كلينى از نظر شرايط به چه نحو بوده ؟ نمىدانيم . تقيهء شديد بوده يا نبوده ؟ معلوم نيست . مطلبى را كه مىتوانيم بگوييم اگر كتابش صحه گذاشته شده باشد و بر امام عليه السلام عرضه داشته باشد اشاره‌اى بكند . اين نظر ، مطلب مجعولى است نسبت به مؤلف كتاب مجمع البيان و بعضى هم راجع به مؤلف منهج الصّادقين مىگويند كه او سكته مىكند و او را دفن مىكنند ، بعد ظاهراً قبر كن ، كلنگش را جا گذاشته ، قبر را نبش مىكند ، او را زنده مىبيند . . . ، چطور اين مطلب غير عادى را در مقدمهء كتابش ننويسد و مسكوت عنه بگذارد . بعد در افواه ، بدون سند و مدرك ، چيزى بسازند و جعل كنند ، هيچ كس از مترجمين او هم مثل نجاشى ، اين را نگفته‌اند . چطور مىشود انسان اطمينان پيدا كند ، اين جور نبوده ، كه هر كتابى را به آنها عرضه بكنند ، اين قدر نُواب اربعه وقت نداشته‌اند كه به تمام جزئيات بخواهند رسيدگى كنند ، اين همه كتب حديث هست كه عرضه نشده و كسى هم مدعى عرضه نشده ، كتاب نوادر الحكمة كه در زمان سفراء نوشته شده و قبل از اصول و فروع كافى ، كتاب شيعه همين بوده كه مراجعه مىكرده‌اند يا كتاب محاسن برقى كه در