بلاواسطه را اشكال كنند ، همين احمد بن محمد بن عيسى اشعرى قمى كه معروف است و مىگويند برقى را از قم بيرون كرد به خاطر نقل روايت از ضعفا ، اگر اين نسبت درست باشد ، بيرون كرده ، ولى براى اين جهت معلوم نيست بوده ، خود او از پدر برقى محمد بن خالد حديث نقل مىكند با اينكه دربارهء او گفتهاند يروى عن الضعفاء ، اگر بناى محدثين اين جور بوده كه هم شيخ بلاواسطهشان ثقه باشد و هم شيخى را انتخاب كنند كه لا يروى عن الضعفاء ، پس خوب بود كه احمد بن محمد بن عيسى ، محمد بن خالد را به عنوان شيخ اخذ كند ، و حال آنكه او را به عنوان شيخ حديث اخذ كرده ، و هو يروى عن الضعفاء ، محمد بن احمد بن يحيى بن عمران الأشعرى صاحب كتاب نوادر الحكمة كه قبل از تأليف كافى ، كتاب معروف و معتبر شيعه همين كتاب بوده ، از او چقدر اشخاص نقل حديث نمودهاند با اينكه راجع به او گفتهاند يروى عن الضعفاء ويعتمد المراسيل ، چقدر اشخاص ثقات از او نقل حديث كردهاند ، مثل سعد بن عبداللَّه اشعرى ، او را هم شيخ اخذ كردهاند . دروغگو را شيخ اخذ نمىكردند ، اگر خود شخصِ ثقه بود ، ولى يكى از مشايخش غير ثقه بود ، اين سبب نمىشد كه اين فرد ديگر براى او به عنوان شيخ اخذ نشود . نه نجاشى و نه هم ساير محدثين رسمشان اين نبوده ، اينكه همه وسائط ثقه باشد تا به معصوم برسد ، اين را حتى نسبت به صفوان و بزنطى و ابن ابى عمير و امثالهم نمىتوانيم چنين ادعايى را بگوييم وسيأتى بحثه انشاء اللَّه تعالى ولو از ظاهر بعض عبارات استفاده بشود كه شيوخ آنها مع الواسطه از ثقاتاند - خلاصه اگر بخواهيم تمام روايات كلينى را معتبر كنيم ، متوقف است بر اينكه بگوييم يكى از امتيازات محدثين اين بوده كه تا آخر ، وثاقت همه مشايخ را در نظر - مىگرفتهاند . اين را نمىتوانيم دربارهء هيچ كدام از محدثين به عنوان امتياز بگوييم . شرط وثاقت شيخ ، ضعيف نبودن نيست ، اين را هيچكس نگفته ، ثقةٌ الّا انه يروى عن الضّعفاء . فرضاً اگر معمولًا محدثين ثقات به حسب معمول اجتناب كنند از بلاواسطه اجتناب مىكنند نه از مع الواسطه ، مثل نجاشى ، حتى بلاواسطه با وثاقت - منافات ندارد . منتهى نوعاً اين كار را نمىكردند كه شاگردى پيش دروغگو بكنند . تمام
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى ) — صفحة 139
مساهمون: محمد قنبرى
ص١٣٩