محدثين معروف مثل احمد بن محمد بن عيسى كه شيخش محمد بن خالد است ، شيوخى دارند كه از ضعفا روايت مىكنند . سعد بن عبداللَّه از رؤساى قميّين و محدثين ، شاگرد اوست . احمد بن جعفر حميرى از محدثين خيلى مهم بوده با معصومين عليهم السلام مكاتبه داشته ، شيخش احمد بن محمد بن خالد مىباشد .
دو وجه ديگر هم بر اعتبار او نقل كردهاند :
1 - در بلاد نُوّاب اربعه بوده ، نمىشود گفت احاديثى را به آنها عرضه نمىداشته ، 2 - خود شخص كلينى احاديث كتابش را صِحّه گذاشته - دليل دوم محدث نورى : كه قبل از او شيخ حرّ عاملى رحمه الله هم بيان فرموده : دليلى است كه سيد بن طاووس قدس سره در كتاب كشف المُحجَّه براى اعتبار تمام نوشتهجات كلينى آورده ، نه تنها كافى ، چون سيد مطلبى از كتاب رسائل الائمّة كلينى نقل مىكند ، و براى اينكه ثابت كند كه آن كتاب احتياج به لحاظ سند ندارد و كتاب معتمدى است ، تقريبى را كه علما براى كافى استدلال كردهاند ذكر مىكند . مىفرمايد : شيخ كلينى معاصر بوده با 4 نفر از نُوّاب اربعهء امام زمان سلام اللَّه عليه ، 1 . عثمان بن سعيد عمروى ؛ 2 . محمد بن عثمان ؛ 3 . حسين بن روح نوبختى ؛ 4 . على بن محمد سيمرى ( سمرى ) . هر 4 نايب بزرگوار و عالى مقدار معاصر كامل بودهاند با كلينى و وفات او قبل از وفات سيمرى بوده ، چون او در سال 328 ( يا 329 يا 330 ق به عقيده شيخ بهائى رحمه الله در كتاب زبده ) وفات كرده و سيمرى در شعبان 329 وفات نموده ، در زمانى مىزيسته كه راهى براى تحقيق مطالبش بوده ، مىتوانسته از سفرا استفاده كند و اعتبار كتابش را به دست بياورد . و چون در آن زمان بوده ، لذا امكانات كافى از اين حيث در اختيار داشته . - البته بعض جزئيات ديگر را از محدث نورى و شيخ حر نقل نمودهاند . به تعبير جناب شيخ حر ، از نواب روايت مىكند و غالباً در 1 بلد بوده ، در بغداد و قبرش هم آنجاست ، پس از نظر مكان و زمان با اينها قابل تطبيق است . و يكى از رسوم شيعه عرض كتاب بوده به سفراء و به توسط آنها به ائمهء عليهم السلام و كلينى با اين اهتمام شديدى كه نسبت به كافى داشته و 20 سال روى آن زحمت كشيده ، نمىشود كه معاصر و معاشر نُواب اربعه باشد و كتابش را به
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى ) — صفحة 140
مساهمون: محمد قنبرى
ص١٤٠