باب بحار بگوييم لم يعمل مثله ، معنايش اين نيست كه تمام رواياتش از ثقات است و هيچ كتاب ديگرى مثل او نيست . بلكه معناى آن اين است كه از جهت هدف علامهء مجلسى قدس سره و امتيازاتى كه بحار دارد و ارزشى كه دارد لم يعمل مثله في موضوعه ، لازم نيست همهء امتيازات ساير كتب را مع شىءٍ زائدٍ به بحار منتقل كنيم . كافى از لحاظ احاديث احكام و اخلاق و معارف تهيه و از لحاظ اعتبار سند و دلالت روايات خيلى مطالب ارزنده و مفيد را مىشود از آن استفاده كرد كه از اصول ، كمتر مىشود آن استفادهها را برد . از اين حيث هم مىشود گفت لم يعمل مثله وانه من اجلّ الكتب .
اما تعريفات از شخص كلينى قدس سره : البته مسئلهء وثاقت غير از عدالت مىباشد ، ممكن است شخص عادل باشد ، اما ثقه و ثَبت نباشد ، مىگويند در وثاقت ، ضبط معتبر است .
يعنى اگر خطايش بيش از حد معمول است با اينكه تعمّدِ كذب ندارد ، ولى او را ثقه نمىگويند . به او در نماز مىشود اقتداء نمود و طلاق هم پيش او مىتوان داد ، ( يعنى به عنوان اينكه شاهد عادل باشد ) ولى خبرش را نمىشود قبول كرد . چون خبر روى عنوان ثقه آمد . البته عصمت لازم نيست ، چون هر كسى خطا دارد . ضابط : يعنى خطايش از حد معمول بيشتر نيست ، اگر اضبط گفتند ، چون خطاى متعارف هم قابل تشكيك است . مثلًا در 100 مورد ، يكى ، دو تا ، سه تا خطا ، اين معمولى است . فرض كنيد كسى كه خطايش يكى است اضبط از صاحب دو تا و صاحب دو خطا اضبط از صاحب 3 تاست . جهات راجع به خطاى شخص غير از مسئلهء تعمد خيلى از اوقات به عدالت مضر نيست ، گاهى هم با وجود تعمد مضر به عدالت نيست . روى عناوين ثانويه جهت تقيه ، . . . خوف و . . . ، منتهى ادلهء تصديق عادل اين احتمالات را القاء مىكند ، از كلمهء ثقه و عادل مىفهميم كه خطايش از حد معمول بيشتر نمىباشد . اگر اوثق گفتيم ، معنايش اين است كه هم از نظر تعمدِ خلاف و هم خطا ، در متعارف هم در حدّ اعلاست . اما معناى ثقه اين است كه حرف غير ثقه ، مثل ابو هريره را نقل نكند ، اگر ثقه اعتماداً بر ابو هريره كه حالاتش را مىداند ، حديث نقل كند ، اين به عدالتش ضرر نمىزند ، اما به وثاقتش ضرر مىزند . ولى اگر كسى از ابو هريره براى تأييد
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى ) — صفحة 137
مساهمون: محمد قنبرى
ص١٣٧