تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى ) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦
قبل قوله وسكتوا عن هذا القيد وكان راويه ثقةً . . . ، معلوم مىشود كه نفس بودن اصل ، اشكال را حل نمىكند كه به جاى ديگر مراجعه كنند . اين جملهء شيخ در رسائل ( شيخ انصارى رحمه الله ) و جاهاى ديگر هم نقل شده و اين‌كه فرموده كه كلينى 20 سال زحمت كشيده . . . ، البته شك نيست كه بيشتر از جمع‌آورى حديث ، جهات ديگر هم بوده صِرف برف انبار كردن مطالب نبوده ، خود جمع‌آورى و تهيه كتب حديث براى افراد فرق مىكند . ممكن است براى يك نفر ظرف مدت 2 سال جور شود كه براى ديگرى در مدت 20 سال هم جور نشود . اولًا افراد متفاوت‌اند . اگر گفتيم فلانى 20 سال زحمت كشيده ، اين دليل نمىشود كه همه كس هم بايد 20 سال زحمت بكشد . ملازم نيست . حاج ميرزا حسين نورى رحمه الله خيلى كتابخانهء مُعظَمى داشته كه در اختيار ديگران نبوده ، روى اين جهت مىفرمايند در عشر 20 سال هم مىشود چنين كتابى نوشت ، و ما نمىدانيم در آن وقت به چه نحو بوده ؟ آيا امكانات و وسائل در اختيار او بوده ، فقط او محتاج به لحاظ سند بوده ؟ حالا فرض مىكنيم كه همه امكانات كامل هم در اختيار او بوده ، در اول شروع به حديث همه وسايل در اختيارش بوده ، ولى يكى از چيزهايى كه احتياج به طول زمان دارد مسئله تهيهء نُسَخ مصحَّحهء كتب است . تنظيم ابواب ، ذكر روايات در ابواب مناسب ، فهم احاديث ، مقابله نُسَخ ، بايد در اين قسمت مجتهد باشد . اگر تبويب ابواب كافى با صحيح بخارى مقايسه شود ، معلوم مىشود كه كلينى چقدر روايات را در ابواب مناسبه آورده كه بخارى رعايت نكرده ، خود تبويب كارى است قابل ملاحظه ، با اين قراين بخواهيم استدلال بر اعتماد كافى بكنيم ، صحيح نيست ، اين‌كه خواستند بگويند اصول احتياج به حصول سند ندارد ، پس كافى بالفحوى احتياج به لحاظ سند ندارد ، اين هم صحيح نيست چون اگر گفتيم كتابى اجَلّ از كتاب ديگر است يا شخصى اعلم از شخص ديگرى است معنايش اين نيست كه هر سوادى او دارد اين هم دارد مع شىءٍ زائدٍ ، اگر كتابى 5 امتياز و كتابى ديگر 10 امتياز دارد ، اين كتاب از كتاب 5 امتيازى رجحان دارد ، لازم نيست كه اين كتاب همان امتيازات را داشته باشد با امتيازات ديگر ، لم يعمل مثله در هدفى كه كلينى در نظر گرفته ، اگر در