براى او هم باشد . نقاط ضعف بعض محدثين مثل يروى عن الضعفاء ويعتمد المراسيل ، اين معنى در او نيست يا روايت ضعيف را متوجه نباشد ، روى عدم خبرويت و تخصص در فن رجال ، ضعيف را صحيح و غثّ را سمين خيال كند . البته اين ضعف به عدالت ضرر نمىزند ، ولى به وثاقت مضر است . اين نقطهء ضعفى دربارهء بعض محدثين است . از اين مدايح معلوم مىشود اين نقاط ضعف در كلام كلينى است . يكى از مثالهايى كه زده اين است كه خود نجاشى مىگويد ، فلان كس را ديدم اصحاب تضعيفش مىكنند ، لذا از او اجتناب كردم . اين امتياز احتياط براى نجاشى هست .
نجاشى راجع به كلينى مىگويد اوثق الناس بوده ، لذا همهء اين مدايح براى او ثابت مىشود ، اعتبار فعلى و قطعى الصدور بودن كتاب كافى را نمىخواهيم اثبات نماييم .
اعتبار ذاتى كتاب كه اگر در زمان با چيز ديگرى معارض نشد ، اين كتاب را مىخواهيم بگوييم معتبر است كه از آن مجموعهء مدايح كتاب و مؤلفش شده ، اين معنى استفاده مىشود . مبناى محدث نورى رحمه الله در باب حجيت خبر واحد اين است كه بعضى آن را حجت نمىدانند ، فعلًا معاصرين فى الجمله آن را حجت مىدانند كه در شرايطش اختلاف نظر است . بعضى قائلاند كه راوىاش بايد امامى عادل ثقهء ثَبت باشد . بعضى ثقهء ثبت بودن را كافى مىدانند و بعضى موثوق الصدور بودن ، مطلق خبر اطمينانى را مىپذيرند و بعضى هم روى مبناى انسداد مشى كردهاند و توسعه دادهاند ، مطلق ظنون را خواستهاند بپذيرند ، ولى تلاش مىكند با اين بيانات اثبات بكند شرط خبر واحد را ، ثقه بودن راوى بالمعنى الاعم مىداند نه عدل امامى ، صدوق باشد ، عدل امامى باشد يا نباشد و روايتش هم موثوق الصدور باشد ، اگر روايت مقطوع الصدور باشد ، اما راوى ثقه و صدوق نبود ، اين روايت كفايت نمىكند ، ولو روايت اطمينانآور باشد . با اين بيانات ، هم خود راوى و هم مؤلف كتاب ثقهء ثبت است و هم روايات را كه در كتاب ايداع نموده ، اطمينان به صدور مىآورد . و ما در حجيّت ذاتيهء خبر غير از اين نمىخواهيم كه راوى داراى اين مزيت باشد و به رواياتش هم اطمينان به صدور داشته باشيم و با اين قراين اثبات مىشود . حالا ببينيم اين مطلب صحيح است و با
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى ) — صفحة 134
مساهمون: محمد قنبرى
ص١٣٤