الحديث واثبتهم » مىفرمايد : از اين تعبير كه اين غير از مسئلهء عدالت و تقواى تنهاست ، معنايش اين است كه در باب حديث مزايايى كه براى محدثين و رجاليّين ديگر ذكر شده ، چون تخصّص در حديث ، بر رجال هم احتياج دارد . آن مزايا در او هست مع شَىٍ زائدٍ ، نقاطِ ضعفى كه براى بعض محدّثين گفته شده كه با عدالت آنها منافات ندارد ولى با تثبت و اتقان منافى است ، او در اين نقاط با آنها شريك نيست . بعد مزاياى ديگران را شروع مىكند به ذكر كردن و به مقتضاى اوثقيّت و اثبتيّت آنها را براى كتاب كافى اثبات مىكند بالملازمة براى كتابش هم اثبات مىنمايد . يكى از تعريفات كافى كه روى آن جهت خواستهاند كتاب را معتبر بكنند ، اين است كه در عرض 20 سال آن را تأليف نموده ، اگر مبنايش اين بود كه جمعآورى حديث بكند ، پاىبند اتقان حديث نباشد ، صحيح و سقيم حديث را از هم جدا كند و عدهاى از اخبار معتبره را انتخاب نمايد به 20 سال احتياج ندارد ، با عشر آن هم مىشود آن را تأليف كرد . اين مقدار زمان مال همين جهت است كه علاوه بر عدالت ، جهات ديگرى است كه مختص به محدثين خيلى محتاط است كه بايد كتب و اصول و نسخ معتبره را جمعآورى كنند ، تخصص در رجال و حديث پيدا نمايند ، مشتركات را از غير مشتركات تميز بدهند ، مشتركات روايات را متوجه شوند ، بعد كتابى با توجه به اين مسائل بنويسند ، اين البته احتياج به طول زمان ندارد و الّا صرفاً بگوييم مبناى كلينى به جمع احاديث بوده ليس الّا ، اين آن قدر طول زمان نمىخواهد . ذكر اين جمله بالملازمة دلالت مىكند بر اينكه مىخواسته كتابى بنويسد با اتقان مطالب نه با اكثار مطالب ، برف انبار نمىخواسته بكند . مزايايى كه براى عدهاى از محدثين گفته شده مىشمرد ، على بن حسن طاطرىّ كه يكى از واقفه است ، و از جمله واقفيهء سرسخت و متعصب هم هست . ( كان شديد العِناد في الوقف ) معذلك شيخ الطائفه قدس سره مىفرمايد : براى جهتى او را ترجمه كرده و در فهرست وارد نمودم . چون كتابهاى خود را از رجال موثوقٌ بهم و برواياتهم اخذ كرده ، پس اين امتياز در روايات طاطرىّ هست كه ولو واقفى بوده ، رواياتش صحيح به اصطلاح متأخرين نيست ، ولى چون مقيّد بوده كه از ثقات مطالب را اخذ بكند ، لذا
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى ) — صفحة 131
مساهمون: محمد قنبرى
ص١٣١