تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى ) — صفحة 501

مساهمون:

ص٥٠١
نمىفهمى و دانسته‌اى كه اختلاف روايت مربوط به اختلاف علل و اسباب آن است و به دانشمند مورد اعتماد و آگاه در اين زمينه دسترسى ندارى تا با او مذاكره و گفت‌وگو كنى و گفتى كه مىخواهى كتابى داشته باشى كه تمام بخش‌هاى علم دين در آن باشد تا دانشجو را بى نياز كند و مرجع هدايت باشد و كسى كه به دنبال عمل به اخبار صحيح امامان عليهم السلام و سنت‌هاى قابل عمل باشد از آن كتاب برگيرد و واجبات خدا و سنت پيامبر صلى الله عليه و آله به كمك آن ادا شود » . « 1 » از اين نامه و اقدام كلينى به تأليف كافى در پاسخ به آن مىتوان برداشت كرد كه حديث در عصر كلينى دچار دو مشكل اساسى بوده است : 1 . احاديث در مجموعه‌اى واحد و منسجم تدوين و تنظيم نشده تا مراجعهء به آن انجام وظايف دينى را تسهيل سازد . بخش آخر نامه ناظر به اين امر است . 2 . روايات پراكنده ميان مردم دچار آشفتگى و تعارض شديد بوده و اين امر باعث اختلاف نگرش‌هاى كلامى و فقهى در ميان آنان شده بود . بدون ترديد وجود روايات ضعيف يا موضوع و در درجه‌اى بالاتر صدور روايات از روى تقيه از عوامل رهيافت چنين اختلافى در آن دوران بوده است . با اين نامه ، انگيزه ثقة الاسلام كلينى نيز مشخص مىشود . او با تدوين كافى خواست تا ضمن نجات روايات شيعه از پراكندگى و تنظيم آن در يك مجموعهء واحد ، از توسعهء دامنه اختلافات دينى جلوگيرى كند .

شيوهء تأليف كافى

كلينى براى تدوين كافى از اصول اربعمأة و ساير منابع روايى كه عمدتاً در كتابخانهء استادش على بن ابراهيم قمى فراهم بود و نيز با راهنمايى او كمك گرفت . و چنان كه در مقدمهء كتاب آورده ، احاديث را بر اساس معيار عدم مخالفت با قرآن و موافقت با اجماع گرد آورده و در آن‌جا كه وجهى براى ترجيح نمىديده از باب : « بأيّما أخذتم من باب التسليم وسعكم . » يكى از دو روايت متعارض را كه در نظرش به صحت نزديك‌تر
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 1 ، ص 9 . ( مقدمه )
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى ) — صفحة 501 | محمد قنبرى