ميسر ساخت و اميدوارم كه اين كتاب به گونهاى باشد كه درخواست كرده بودى و اگر من در تشخيص حديث صحيح از ناصحيح مقصر باشم مطمئناً در خيرخواهى و تقديم حسن نيت نسبت به مؤمنان كوتاهى نداشتهام » . « 1 »
با دقت در بيانات كلينى روشن مىشود كه حديث شيعه در عصر اين دانشمند از دو ويژگى به شرح زير برخوردار بوده است :
الف . عدم تدوين در قابل يك جامع بزرگ حديثى
ب . مبتلا بودن به عارضهء اختلاف ، تضاد و تناقض
در مورد ويژگى الف قبلًا بحثهايى از نظر گذشت و طبق آن مباحث روشن گرديد كه در قرنهاى سوم و چهارم گامهاى بلندى از سوى دانشمندان شيعه در تدوين حديث برداشته شد و كتبى نيز در اين رابطه به ظهور پيوست . در عين حال بايد متذكر شويم هيچ يك از جوامع تأليف شده نتوانست پاسخگوى نيازهاى حوزههاى درسى بوده و دانشمندان را از مراجعه به اصول اوليه بىنياز سازد لكن مرحوم كلينى موفق شد با تأليف جامع مذهبى خود ، مهمترين گام را در اين زمينه برداشته و دانشمندان را تا حد زيادى از مراجعه به كتب اوليه و اصول پراكنده بىنياز سازد .
ضمناً اين مطلب پس از پيدايش جوامع حديثى ديگر يعنى : من لا يحضره الفقيه ، تهذيب و استبصار به طور كامل تحقق يافت .
اما در مورد ويژگى دوم يعنى عدم وجود اختلاف و تضاد در حديث بايد گفت : از مهمترين علل پيدايش عارضهء اختلاف ، وجود احاديثى جعلى بوده كه در احاديث شيعه راه يافته و موجب كثرت احاديث در دست شيعيان گرديد . به طورى كه مطابق برخى از قرائن تاريخى شمار احاديث شيعه در عصر كلينى بالغ بر سيصد هزار گرديد . « 2 » قابل ذكر است كه عارضهء جعل حديث نه تنها حديث شيعه بلكه قبل از آن ، حديث اهل سنت را نيز در برگرفته بود منتهى از نظر علل و انگيزه ، بين جعل حديث
هامش
( 1 ) . كلينى ، الكافى ، ( مقدمه ) ج 1 ، ص 9 ، بهبودى ، گزيده كافى ، ج 1 ، ص 19 و 20 .
( 2 ) . شيخ طوسى ، رجال ، ص 422 ، ذهبى ، تذكرة الحفاظ ، ج 3 ، ص 840 ، بهبودى ، گزيده كافى ، ج 1 ، ص 91 .