تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى ) — صفحة 433

مساهمون:

ص٤٣٣
امامان دروغ بسته است ، ديگر مطلبى نيست مگر آن‌كه از ائمه عليهم السلام روايت شده است » . « 1 » علامه نورى سپس به عنوان نتيجه متذكر مىشود كه : « بنابراين بعيد است كه از نواب كسى كتاب كافى را طلب نكرده باشد » . اما در نقد اين اظهارات همين بس كه متذكر شويم : اولًا كلينى كتاب خود را در دهه‌هاى آخر عمر خويش تأليف نمود و در مدت تأليف در شهرهاى رى و قم اقامت داشت و دليلى در دست نيست كه كتاب خود را پس از تأليف به نايبان عرضه كرده يا از ابتدا مطابق صلاحديد آنان نوشته باشد . ضمناً او پس از اتمام كتاب به فاصلهء نسبتاً كوتاهى درگذشت . ثانياً : چنان كه گذشت او پس از اتمام كتاب خود ، آن را در جمع محدودى از شاگردان خويش به معرض سماع و قرائت گذاشت كه آنان نيز از نظر نام و نشان مشخص بوده و به غير از اين عده ، دريافت كتاب توسط اشخاص ديگر معروفيت ندارد . ثالثاً : ضعف و نادرستى بسيارى از روايات كتاب و ناكافى قلمداد شدن آن از سوى محدثان پس از كلينى ، خود قرينه ديگرى است كه عدم عرضه كتاب را بر امام عصر ( عج ) نشان مىدهد و طبعاً تأييد و امضاى همه روايات ، موضوع بعيدترى به شمار مىرود . رابعاً : زمينه‌اى جهت مقايسه شخصيت كلينى با شلمغانى وجود ندارد ، زيرا به طورى كه علماى رجال آورده‌اند شلمغانى از فقهاى بزرگ شيعه بود كه كتاب تكليف او سندى فقهى به شمار مىآمد ، اما به دليل حسادت با حسين بن روح نوبختى ، دست از عقيده خود كشيد و به انحراف و ضلالت دچار گرديد « 2 » و چون اين انحراف مىتوانست مايه حيرت شيعيان قرار گيرد تأييد كتاب او گامى در زدودن تحير شيعيان به شمار
هامش
( 1 ) . شيخ طوسى ، همان ، الغيبه ، ص 409 . ( 2 ) . ميرزا حسين نورى ، مستدرك الوسائل ، ج 3 ، ص 533 شيخ طوسى در ترجمه شلمغانى مىنويسد : او معروف به‌ابن ابى عذافرو داراى كتب و رواياتى است . او در ابتدا طريقه‌اى سالم داشت . سپس تغيير عقيده داد و مقالات باطلى از او صادر شد تا جايى كه سلطان او را گرفت و كشت و در بغداد به دار آويخت . از كتبى كه او در حال سلامت عقيده نوشته است كتاب تكليف مىباشد . ضمناً بنا به روايتى در همان عصر محمد بن احمد بن داود و حسين بن على بن حسين بن موسى بن بابويه مواضع انحرافى كتاب تكليف را مشخص ساختند در اين مورد بنگريد به شيخ طوسى ، الغيبه ، ص 409 ، شيخ طوسى ، فهرست ، به رقم 616 و نجاشى ، رجال ، به رقم 1029 .