بررسى وجه تسميه كتاب :
مىدانيم كه ابوجعفر كلينى ، در عصر غيبت صغرى زندگى كرده و وفات او مصادف با سال وفات چهارمين نايب امام عصر ( عج ) ، على بن محمد سمرى مىباشد .
اما آيا مىتوان از تقارن حيات كلينى با نواب اربعه ، ملاقات اين دانشمند را با نايبان نتيجه گرفت ؟ و آيا صحت دارد كه اين كتاب به محضر حضرت حجت عليه السلام عرضه شده است ؟ در پاسخ بايد گفت : در مورد ملاقات كلينى با نواب اربعه هيچگونه سندى در دست نمىباشد و شايد يكى زا دلايل آن ، حضور نواب اربعه در بغداد و زندگانى كلينى در ايران بوده است و چنانكه گفتيم كلينى به غير از دو سال آخر حيات خود ، بقيه عمرش را در رى و قم سپرى نمود . علاوه بر آن ، وفات كلينى مقارن با وفات آخرين نايب بوده و از اين رو احتمال عدم تماس كلينى با نايبان حضرت بيش از احتمال ملاقات آنان بوده است . علاوه بر آن با فرض وجود تماس و ملاقات بين كلينى و نايبان حضرت ، هيچ گونه اثرى در ارزشگذارى جامع كلينى توسط نوّاب امام عصر ( عج ) وجود ندارد . اما در مورد عرضهء كتاب بر حضرت مهدى عليه السلام و تعبير :
« الكافى كاف لشيعتنا » كه در افواه عمومى شهرت يافته است نيز ، بايد متذكر شد كه براى اين مطلب نيز نمىتوان ريشهاى در اسناد تاريخى به دست آورد گرچه بعضى از دانشمندان در اين رابطه حدسهايى زدهاند .
على بن طاوس در كتاب كشف المحجه ، در مقام اعتبار وصيت معروفى كه اميرمؤمنان عليه السلام براى فرزندش امام حسن عليه السلام نوشته و كلينى آن را كتاب رسائل الائمه آورده است مىنويسد : محمد بن يعقوب در دوران وكلاى اربعه يعنى عثمان بن سعيد عمرى و پسرش ابوجعفر محمد بن عثمان ، ابوالقاسم حسين بن روح و على بن