اولًا هيچ قرينهء قطعى و گزارشى كه حاكى از ملاقات كلينى با نواب خاص امام زمان ( عج ) باشد به دست ما نرسيده است و ثانياً صدور عبارت « الكافى كافٍ لشيعتنا » از امام زمان ( عج ) نيز مسلّم نيست ؛ زيرا راوى آن مشخص نبوده و كسى نامى از او به ميان نياورده است . حتى از محدث استرآبادى ( م 1306 ق ) كه سركردهء اخباريان شيعه و از قائلان به قطعى الصدور بودن همهء روايات كافى است نقل شده كه گفته است : « إنّ هذا الحديثَ ليس له أصلٌ أو سندٌ » . « 1 »
اما مهمترين دليلى كه آنها بر صحت روايات كافى آوردهاند ، تعبير مرحوم كلينى در خطبهء كتاب است ؛ آنجا كه مىگويد : « . . . بالآثار الصحيحة عن الصادقين عليهم السلام » « 2 » آنها معتقدند اين عبارت حاكى از شهادت مرحوم كلينى بر صحت همهء روايات كافى است .
مثلًا : شيخ حرّ عاملى پس از نقل عبارت خطبهء كتاب مىنويسد :
. . . فعلم أن ما فيه صحيح باصطلاح القدماء بمعنى الثابت عن المعصوم عليه السلام بالقرائن القطعية أو التواتر ؛ « 3 »
يعنى كه تمام روايات كافى طبق اصطلاح قدما صحيح شمرده مىشوند بدين معنا كه به استناد قراين قطعى يا تواتر صدور آنها از معصوم عليه السلام ثابت شده است .
2 . ديدگاه منصفانه . نظر اكثر محققان شيعه آن است كه كتاب كافى با همهء مزايا و ويژگىهاى خاصى كه دارد ، مشتمل بر تعدادى روايات ضعيفالسند و اندكى روايات مردود است .
طبق ديدگاه اين گروه ، حتّى بنا به معيار محدثان متقدم نيز ، تعدادى هر چند اندك از روايات كافى غير قابل توجيه است ؛ زيرا مضمون اين روايات گاه با متن قرآن و ديگر ادلهء قطعى در تناقض است . مانند رواياتى كه ظاهر آنها حكايت از تحريف قرآن دارد . از آنجا كه اشكال ضعف سندى روايات عمدتاً از ديدگاه خاص متأخران در
هامش
( 1 ) . ر . ك : علم حديث و نقش آن در شناخت و تهذيب حديث ، ص 267 - 270 نيز مقدمهء معجم بحار الأنوار ، ص 64 ؛ مستدرك الوسائل ، ج 3 ، ص 533 .
( 2 ) . الكافى ( مقدمه ) ، ج 1 ، ص 9 .
( 3 ) . وسائل الشيعه ، ج 17 ، ص 471 .