نمىشد از آنها براى صحت روايات بهره برد برخى از محدثان شيعه احاديث را صرفاً بر اساس وضعيت راويان آن بررسى و دستهبندى كردند . از اينرو حديث نزد عدهء زيادى از متأخران شيعه - از زمان سيد احمد بن طاووس ( م 673 ق ) به بعد - به چهار دسته تقسيم شده است : صحيح ، حسن ، موثق و ضعيف .
اين تقسيمبندى صرفاً بر مبناى ويژگىهاى سندى روايات است . يعنى اتصال و انقطاع سند وويژگىهاى راويان موجود در آن . طبق اين مبنا صحيح نزد متأخران حديثى است كه « سند آن به معصوم متصل باشد و راويان در همهء طبقات امامى و عادل باشند » . « 1 »
بنابراين از آنجا كه صحيح قدمايى اعم از صحيح متأخران است ، بسيارى از رواياتى كه نزد قدما صحيح بوده نزد متأخران كه صرفاً صحت سندى را ملاك قرار دادهاند ممكن است ضعيف به شمار آيد . از همين روست كه در كافى روايات مرسل و روايات نقل شده از افراد مجهول و ضعيف نيز به چشم مىخورد كه متقدمان به دليل وجود قرائنى آنها را صحيح مىدانستند . البته بايد توجه داشت كه ضعيفالسند همواره به معناى بىاعتبار ( مردود بودن ) حديث نيست . نزد بسيارى از متأخران امورى همچون شهرت فتوايى بر طبق حديث يا ارزيابىهاى متنى مىتواند ضعف سند را جبران و عملًا حديث را معتبر سازد . به اين معنا كه حديث ، ضعيف السند اما معتبر باشد ، مانند احاديث مقبول .
با توجه به مطالب فوق بايد گفت : چنانچه عبارت « بالآثار الصحيحة عن الصادقين عليهم السلام » « 2 » مرحوم كلينى را حايك از شهادت بر صحت روايات كتاب بدانيم بىشك اين صحت ، طبق اصطلاح قدما خواهد بود و منافاتى ندارد كه طبق اصطلاح متأخران بسيارى از اين روايات از لحاظ سندى ضعيف شمرده شوند . « 3 »
هامش
( 1 ) . الرعاية لحال البداية فى علم الدراية ، ص 66 .
( 2 ) . الكافى ( مقدمه ) ، ج 1 ، ص 9 .
( 3 ) . جمعى از اصوليان شيعه همچون آيت اللَّه خويى از آنجا كه شيوهء قدما را در حكم صحت روايات بر اساس قرائن ، اجتهاد شخصى اين افراد مىدانند ، چنين ادعاى صحتى را از جانب امثال كلينى براى مجتهدان ديگر فاقد اعتبار دانستهاند و از اينرو در استنباط احكام فقهى عمدتاً شيوهء ارزيابى سندى را بر اساس اصطلاح متأخران دنبال مىكنند . ر . ك : معجم رجال الحديث ، ج 1 ، ص 85 .