ثالثاً : معناى بىنظير بودن كتاب اين نيست كه تمام امتيازات ساير كتب را داراست ، بلكه معناى آن اين است كه هيچ كتابى در مجموع امتيازات به پاى اين كتاب نمىرسد ، هر چند ممكن است كتابى امتياز خاصى هم داشته باشد كه كافى فاقد آن باشد .
دليل دوم و پاسخش : با توجه به آنچه گفته شد ، پاسخ دليل دوم اعتبار كافى هم روشن مىگردد كه به عبارت « أوثق الناس فى الحديث و أثبقهم » در مدح كلينى تمسك شده است با اين بيان كه كسانى چون تمام اصحاب اجماع يا خصوص ابن أبى عمير و صفوان و بزنطى و برخى از راويان ديگر تنها از ثقات روايت مىكنند ، پس حتما كلينى همچنين خصلتى داشته است و گرنه ، استوارترين و موثقترين مردم در حديث خوانده نمىشد .
دليل سوم : كتاب كافى به تصريح نجاشى در 20 سال تأليف شده است ، اگر كلينى به اعتبار تك تك روايات در هنگام تأليف اين كتاب نظر نداشت ، نياز به اين زمان طولانى نداشت .
پاسخ : اولًا ، امكانات كلينى و ميزان كتابهاى در دسترس وى معلوم نيست و چه بسا زمانى طولانى صرف تهيهء كتابهاى لازم نموده باشد .
ثانياً : تهيهء نسخههاى معتبر از كتابها و مقابلهء آنها با يكديگر خود زمان زيادى لازم دارد .
ثالثاً : تنظيم ابواب مناسب و قرار دادن روايات در جاى خود و ترتيب پسنديده روايات يك باب ، تلخيص در شيوهء نقل احاديث يكسان با اسناد مختلف با بهرهگيرى از روش تحويل و . . . هر يك زمان گستردهاى مىطلبد و نمىتوان با قرينهء تأليف كتاب در بيست سال ، فعاليت ديگرى براى مؤلف همچون بررسى اسناد تك تك روايات به اثبات رسانيد .
گفتنى است كه تنظيم ابواب كافى با وجود برخى مشابهات بين اين كتاب و كتابهاى پيشين بويژه « كتب سىگانهء » حسين بن سعيد ، كاملًا ابتكارى است ، كسانى كه بين صحيح بخارى و « كتاب كافى » مقايسه كنند برترى خيره كنندهء ترتيب كافى را در
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى ) — صفحة 297
مساهمون: محمد قنبرى
ص٢٩٧