هنگام روايت آن بر شاگردان و يا شاگردان وى بدين امر تصريح نمىكرد ، آيا مؤلفان كتب رجالى همچون شيخ طوسى و أبو العباس نجاشى كه متذكر كتب عرضه شده بر ائمه در كتب خود شدهاند ، بر اين امر تصريح يا اشاره نمىكردند ؟
چگونه مىتواند چنين امرى تحقق يافته باشد در حالى كه در هيچ مصدرى از مصادر قدماء اندك اشارهاى بدان نشده و نخستين بار از سوى سيد بن طاوس به اين احتمال اشاره رفته است . « 1 »
بنابراين مىتوان به اطمينان بر نادرستى ادعاى عرضهء كافى بر امام زمان عليه السلام تأكيد ورزيد . « 2 »
ديدگاه اخباريان معتدل
قطعى الاعتبار بودن احاديث كافى
ادلهء چندى بر اعتبار تمام احاديث كافى ذكر شده « 3 » كه نگاهى گذرا بر اين ادله و پاسخ آنها مىافكنيم :
دليل اوّل : مدايح بسيار از كافى و مؤلف آن در كلمات بزرگان صورت گرفته كه از آنها اعتبار احاديث كافى استفاده مىگردد ، از جمله در مورد كافى گفته شده است : « لم يعمل مثله » ، بىنظير بودن كافى و مؤلّف آن به جهت حجم گستردهء كتاب وى نيست مجموعههاى گستردهتر از كافى در آن زمان وجود داشتهاند ، همچون محاسن برقى و نوادر الحكمة محمد بن احمد بن يحيى اشعرى ، بلكه به جهت اتقان كتاب است .
از سوى ديگر در مورد اصول اربع مائه علما فرمودهاند كه اعتبار آنها مسلم است و نياز به سند ندارد ، بنابراين اگر كافى ، كتابى است بىنظير ، بايد امتياز اصول را به همراه امتيازات ديگر دارا باشد .
هامش
( 1 ) . فتح الأبواب ، ص 182 .
( 2 ) . منبع اصلى بحث : دروس قواعد رجالى آيت اللَّه شبيرى زنجانى ، جلسهء ششم .
منابع ديگر : تجريد أسانيد الكافى ، ج 1 ، ص 8 و 9 ؛ مع الكلينى و كتابه الكافى ، 232 - 239 ؛ خاتمهء مستدرك ، ج 21 ، ص 470 و 536 و صفحات ديگر .
( 3 ) . خاتمهء مستدرك ، ج 21 ، ص 463 - 505 .