كتاب فوق نيز در تمام خانههاى شيعيان حضور داشته ، لذا بررسى صحت و سقم آن بطور جدى لازم بوده است و مسألهء مهم هم در اين زمينه اين بوده كه آيا شلمغانى خود رواياتى از اين كتاب را جعل كرده است يا خير ؟ آيا در اين كتاب تدليس شده يا خير ؟ و اين گونه احتمالًات در مورد كافى نبوده است .
از سوى ديگر احتمالًا كتاب شلمغانى سند نداشته ، لذا بررسى صحت و سقم مطالب آن از طريق بررسى اسناد روايات ميسر نبوده است لذا نمىتوان كافى را بدان قياس كرد .
گفتنى است كه شيخ طوسى پس از نقل ماجراى عرضهء كتب شلمغانى ( معروف به ابن أبىعزاقر ) بر حسين بن روح ، با سند از قول سلامة بن محمد نقل مىكند كه شيخ حسين بن روح رضى الله عنه كتاب التأديب را به قم فرستاد و از جماعة فقهاء خواست كه در اين كتاب بنگرند و مطلبى را كه با آن مخالف هستند بيان كنند .
فقهاى قم در پاسخ به وى نوشتند كه تمام مطالب آن صحيح است مگر اين نكته كه زكات فطره در طعام ( گندم ) نصف صاع است ولى به نظر ما در طعام همچون شعير است و زكات فطرهء آن يك صاع است . « 1 »
روشن نيست كه كتاب التأديب چه كتابى است و مؤلف آن كيست ؟ و آيا در نام اين كتاب تحريفى رخ نداده است .
بهر حال اين ماجرا نشان مىدهد كه حسين بن روح در ارزيابى كتابها نظر فقهاى قم را جويا مىشده است نه اين كه خود كتاب را بر حضرت عرضه كند ، از اين امر برمىآيد كه بنا نبوده است كه روش اخذ و اقتباس و ارزيابى احاديث از روشهاى غير متعارف صورت گيرد .
بهر حال غير از اين دو كتاب ، ارزيابى هيچ كتابى از كتابهاى قرن سوم از سوى نايبان امام زمان عليه السلام انجام نگرفته است .
6 . اگر كافى بر امام زمان عليه السلام عرضه شده بود ، آيا كلينى خود در مقدمهء كتاب يا در
هامش
( 1 ) . غيبة طوسى ، ص 390 / 357 .