تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى ) — صفحة 292

مساهمون:

ص٢٩٢
كافى را قطعى الصدور مىداند بر بى اصل بودن اين سخن تصريح مىكند . « 1 » به نظر مىرسد كه اين جمله از حديث معانى الأخبار « 2 » منقول از امام صادق عليه السلام برگرفته شده كه در تفسير « كهيعص » فرموده‌اند : « كاف » ، كاف لشيعتنا ، « هاء » هاد لهم ، . . . برخى تقريب فنىترى براى اين ادعا ارائه كرده گفته‌اند كه كلينى معاصر نواب اربعه بوده و در بغداد شهر نوّاب مىزيسته و در امر حديث بسيار با احتياط رفتار مىكرده ، لذا 20 سال تأليف كتاب به طول انجاميده . بنابراين محال يا بسيار بعيد مىنمايد كه وى با اين كه به ناحيهء مقدسه نزديك بوده و پرسش براى وى ميسر بوده و دانستن صحّت و سقم احاديث كتاب از اهميت زائد الوصفى برخوردار بوده كه سستى در آن جايز نبوده ، با اين همه از عرضهء كتاب خوددارى كرده باشد ، و از ميزان اعتبار كتابى كه تا روز قيامت ملاك عمل مردمان باشد پرسش نكرده باشد ! در تكميل اين استدلال بايد افزود كه كتاب كافى در سال 327 پيش از مرگ آخرين نايب حضرت در 328 يا 329 در بغداد عرضه شده لذا تأليف كتاب پيش از اين تاريخ و در زمان حيات نايبان حضرت به انجام رسيده است ولى اين استدلال از زاويه‌هاى گوناگون نادرست است : 1 . كلينى هيچ روايت مستقيم از نوّاب اربعه در كافى ندارد و روايت غير مستقيم وى هم از ايشان بسيار اندك است ، اين امر نشان مىدهد كه وى هيچ ارتباط ويژه‌اى با آنها نداشته است . 2 . هيچ دليلى در دست نيست كه كلينى در هنگام تأليف كافى در بغداد بوده است . وى هر چند ظاهراً پيش از سال 310 به عراق سفر كرده ولى موطن وى « رى » بوده و ظاهراً كتاب را در اين شهر تأليف كرده و تنها در اواخر عمر خود به بغداد هجرت كرده و در اين شهر درگذشته و به خاك سپرده شده است . 3 . نواب اربعه در جوّ تقيه‌آميز شديدى زندگى مىكرده‌اند ، بيم از خلفاى جور كه
هامش
( 1 ) . خاتمهء مستدرك ، ج 21 ، ص 470 . ( 2 ) . معانى الأخبار ، ص 28 ، ح 6 .