نيّت كند كه اگر اول ماه باشد ، روزهء واجب باشد و اگر اول ماه نباشد ، روزهء سنّت باشد ، روزهء او باطل است ، بنابر اقوى .
مسألهء دوازدهم : هرگاه در شب سىام شعبان هلال ديده نشود و شخصى به نيّت افطار داخل روز شود و در ميان روز معلوم شود كه آن روز اول ماه رمضان است ، پس اگر بعد از زوال شمس معلوم شود ، بايد ديگر چيزى نخورد و آن روز را قضا كند ؛ خواه در روز چيزى خورده باشد يا نه . و هرگاه قبل از زوال معلوم شود ، پس هرگاه چيزى نخورده باشد ، نيّت روزه مىكند و روزهء او صحيح است . و اگر چيزى خورده باشد ، بايد آن روز را قضا كند .
مسألهء سيزدهم : هرگاه كسى در روزى شك كند كه آخر شعبان است يا اول ماه رمضان و در آن روز افطار كند و اول ماه را روز بعد از آن قرار دهد و بعد در شب بيست و نهم ، هلال شوّال ديده شود ، واجب است كه آن روزى را كه افطار كرده ، قضا كند .
مسألهء چهاردهم : آنچه مذكور شد در خصوص ثبوت هلال ، تخصيص به هلال ماه مبارك رمضان ندارد ، بلكه جارى است در جميع ماهها .
فصل دويم در بيان روزهاى كه به نذر يا عهد يا قسم واجب شود
بدان كه حقيقت نذر لازم ساختن چيزى است بر خود به صيغهء « للّه عليّ » .
و عهد لازم ساختن چيزى است بر ذمّه خود به صيغهء « عاهدت اللّه » .
و قسم لازم ساختن چيزى است بر ذمّه خود به صيغهء « و اللّه » و « باللّه » و امثال آن از اسماء يا صفات مخصوصه به پروردگار .
پس هر شخصى كه بالغ و عاقل باشد [ و ] به يكى از اين سه صيغه روزه را بر خود واجب كند ، بايد آن را بجا آورد .