مسألهء پنجم : شرط است در قبول كردن شهادت دو نفر كه شهادت بدهند به « ديدن هلال » . پس كافى نيست كه بگويند : « امروز روز اول ماه است » ، يا « روز روزه گرفتن است » ، يا « روز عيد فطر است » .
مسألهء ششم : ظاهر از كلام اصحاب آن است كه هرگاه دو شاهد عادل شهادت بدهند به ديدن هلال ماه رمضان در نزد مجتهد و مجتهد حكم كند به داخل شدن ماه ، بر مردم لازم است كه حكم آن را قبول كنند و روزه بگيرند . و بعضى از متأخّرين در اين مسأله توقّف كردهاند « 1 » . و بعضى ديگر حكم كردهاند به اينكه لازم نيست قبول كردن ، بلكه بايد هر كسى يا خود ماه را ببيند يا در نزد او ثابت شود داخل شدن ماه به شياع يا شهادت دو عادل يا گذشتن سى روز از اول ماه شعبان « 2 » .
و مسأله خالى از اشكالى نيست ، اگر چه اظهر آن است كه ثابت مىشود داخل شدن ماه به حكم او در اين صورت و لازم است بر مردم قبول كردن حكم او .
و به هر حال شكّى نيست در اينكه هرگاه دو شاهد در نزد غير مجتهد از ائمّهء جماعات و امثال ايشان شهادت بدهند و بر ايشان ثابت شود ، بر ديگران لازم نيست قبول كردن قول آنها و اطاعت حكم ايشان را نمودن . و بسيارى از عوام الناس در اين خصوص مساهله و مسامحه مىكنند و به مجرّد اينكه پيش نمازى حكم كرد به ديدن هلال شوال - مثلا - افطار مىكنند ، اگر چه خود شهود را نديده باشند و نشناسند . و در اين صورت ، ظاهر آن است كه حكم كردن آن پيش نماز - با وجود اينكه مىداند كه مردم از راه جهل قول او را قبول مىكنند - قادح در عدالت او نيز باشد .
مسألهء هفتم : هرگاه مجتهد خود به تنهايى هلال را ببيند ، بعضى از علماء گفتهاند كه به ديدن آن به تنهايى دخول ماه ثابت مىشود « 3 » . و بعضى ديگر گفتهاند : ثابت
هامش
( 1 ) . محدّث بحرانى در الحدائق الناضرة 13 : 260 .
( 2 ) . محدّث بحرانى در الحدائق الناضرة 13 : 258 ، آن را به « بعض أفاضل متأخّرى المتأخرين » نسبت داده است .
( 3 ) . مانند : شهيد در الدروس الشرعيّة 1 : 286 ، و محقق سبزوارى در الذخيرة المعاد : 531 .