روز شنبه - مثلا - بود ، اول اين ماه رمضان ، روز چهارشنبه خواهد بود .
و حقّ - همچنان كه گذشت - آن است كه اعتبارى به اين نيز نيست ، بلكه بايد رجوع به آنچه سابق مذكور شد نمود ، از ديدن ماه ، يا شهادت عدلين ، يا شياع ، يا گذشتن سى روز .
پنجم : تطوّق
يعنى حلقهاى نورانى بر دور همهء جرم ماه ظاهر شدن . پس هرگاه در شبى كه احتمال آن باشد كه اول ماه باشد ، ماه ديده نشود و در شب بعد از آن ديده شود و بر دور آن حلقهاى نورانى باشد ، آن بعض گفتهاند كه حكم مىشود كه اين ، شب دويم ماه است « 1 » .
و بر آن علامت نيز اعتمادى و اعتبارى نيست .
ششم : ديدن سر سايهء شاخص در مهتاب
يعنى هرگاه در شبى كه احتمال اول ماه در آن برود ، ماه ديده نشود و در شب بعد از آن ، نور ماه به نحوى باشد كه هرگاه شاخصى نصب شود ، سايهء سر آن را توان در مهتاب تشخيص داد ، بعضى حكم مىكنند كه اين شب دويم ماه است « 2 » .
و اين علامت نيز از درجهء اعتبار ساقط است و اعتماد بر آن نيست .
هفتم : شهادت دادن يك مرد عادل به ديدن هلال
و حقّ آن است كه ثابت نمىشود بودن هلال به قول آن ، بلكه لازم است كه دو نفر باشند ، همچنان كه مذكور شد .
و مخفى نماند كه در اينجا چند مسأله است كه بايد بيان شود .
مسألهء اول : هرگاه در شب هلال ديده نشود ، امّا در روز ديده شود ، پس اگر پيش
هامش
( 1 ) . و آن ظاهر صدوق است در الفقيه 2 : 78 / 342 ، به دليل نقل روايت محمد بن مرازم ، عن أبي عبد اللّه عليه السّلام قال :
« إذا تطوّق الهلال فهو لليلتين ، و إذا رأيت ظلّ رأسك فيه فهو لثلاث ليال » .
( 2 ) . ن . ك : المبسوط 1 : 267 .