تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرة الأحباب ( فارسى ) — صفحة 76

مساهمون:

ص٧٦
يك از علامات سابقه هم نبوده باشد ، شرعا نمىتوان آن را اول ماه قرار داد . دويم : باقى ماندن ماه تا بعد از سقوط شفق غربى يعنى در شب سىام ماه ديده نشود و در شبى كه بعد از آن است ، هلال باقى بماند تا بعد از آنكه سرخى از جانب مغرب بر طرف شود ، هلال غروب كند . و در اين صورت بعضى گفته‌اند كه حكم مىشود كه ماه سابق ، سى كم يك بوده باشد و اين شب ، شب دويم ماه است . و هرگاه ماه ، قبل از بر طرف شدن سرخى غروب كند ، حكم مىشود كه ماه سابق سى تمام بوده و اين شب اول ماه است « 1 » . و حق - چنان كه مذكور شد - آن است كه اعتمادى بر اين علامت نيست و آن شبى كه ماه ديده شده ، شب اول ماه است ؛ خواه بعد از بر طرف شدن سرخى غروب كند ، يا قبل از آن . سيم : عدد و آن به اين نحو است كه ماه شعبان را هميشه بيست و نه روز حساب كنند و ماه رمضان را سى روز . پس هرگاه بيست و نه روز از اول ماه شعبان بگذرد ، روز بعد را از ماه رمضان حساب مىكنند ، اگر چه هلال ديده نشود . و حق آن است كه هر يك از شعبان و رمضان ، سى كم يك و سى تمام مىشود و بعد از گذشتن بيست و نه روز از ماه شعبان ، هرگاه هلال ديده نشود ، روز بعد نيز از شعبان است نه از ماه رمضان . چهارم : شمردن پنج روز از اول ماه رمضان سال گذشته و روز پنجم را اول ماه رمضان اين سال قرار دادن يعنى هرگاه روزى مشتبه شود كه آيا آخر شعبان است يا اول رمضان ، گفته‌اند كه بايد ملاحظه كرد كه اول ماه رمضان سابق چه روزى بوده ، پنج روز از آن روز شمرد و روز پنجم را اول ماه رمضان حال ، قرار داد . پس اگر اول ماه رمضان سال گذشته ،
هامش
( 1 ) . شيخ صدوق در المقنع : 183 .