پس در اين مبحث چهار فصل است « 1 » .
فصل اول در روزهء ماه مبارك رمضان
بدان كه روزهء اين ماه واجب است بر هر بالغ و عاقلى كه خالى از حيض و نفاس و مرض و سفر باشد و بالجمله ، جميع شرايط روزه - به تفصيلى كه در آخر اين مطلب مذكور خواهد شد « 2 » - در آن موجود باشد .
و واجب مىشود روزهء اين ماه بر هر كه عالم بشود به داخل شدن اين ماه .
و دانستن دخول ماه به چهار چيز مىشود :
اول : به ديدن هلال
پس هرگاه ماه « 3 » رمضان را ببيند ، بر او واجب است كه روزه بگيرد ؛ خواه ديگرى هم ديده باشد يا نه و خواه هرگاه شهادت بدهد به ديدن ماه ، شهادت او را قبول كنند يا نه و خواه عادل باشد يا فاسق .
دويم : به گذشتن سى روز تمام از اول ماه سابق ، هرگاه اول ماه سابق معلوم باشد
پس هرگاه - در صورتى كه اول ماه شعبان معلوم باشد - پس « 4 » سى روز از اول شعبان بگذرد ، واجب است كه روز سى و يكم را روزه بگيرند ؛ خواه هلال رمضان را كسى ديده باشد يا نه .
و هرگاه اول ماه شعبان بر يك نفر معلوم باشد ، بر همان شخص واجب است كه بعد از گذشتن سى روز از اول شعبان روزه بگيرد .
هامش
( 1 ) . علّت اينكه مؤلّف بنا را بر بيان سه روزهء واجب گذاشت در چهار فصل ، آن است كه فصلهاى اوّل تا سوّم به بيان سه قسم اول تا سوّم از روزههاى واجب اختصاص دارد و فصل چهارم به بيان شرايط وجوب روزه .
( 2 ) . فصل چهارم ، ص 86 . مراد مؤلّف از « مطلب » همان « مبحث » است .
( 3 ) . « ماه » در اينجا ترجمهء « هلال » است نه « شهر » .
( 4 ) . در نسخهها چنين است .