روزهء ماه مبارك ، پس هرگاه بعد از چيزى خوردن يا آشاميدن يا غير آنها از مفطرات ، معلوم شود كه در آن وقت صبح بوده ، روزهء آن روز باطل است و بايد افطار كند ؛ خواه روزهء واجبى باشد ، مانند روزهء نذرى و قضاى رمضان ، يا سنّتى . بلى ، هرگاه روزهء واجبى باشد ، يك روز ديگر بايد آن روزه را بگيرد . و فرقى نيست در حكم ميان اينكه خود تفحّص و تفتيش كرده باشد ، بعد چيزى خورده باشد يا نه . پس هرگاه خود هم تفحّص كرده باشد و صبح بر آن معلوم نشده باشد ، بايد آن روز را افطار كند ، بنا بر اقوى . و بعضى در اين صورت « 1 » احتمال دادهاند كه روزهء آن صحيح باشد « 2 » و اقوى بطلان است .
و بدان كه - همچنان كه مذكور شد - در اين حكم فرقى نيست ميان روزهء واجبى غير ماه رمضان و روزهء سنّتى .
و بعضى از علماء گفتهاند كه روزهء واجب معيّن ، مثل نذر معيّن ، نيز حكم ماه رمضان را دارد « 3 » و بر اين مطلب دليلى كه توان بر آن اعتماد نمود ، ندارد .
و هرگاه در واجب معيّن احتياط كند ، بهتر است به اين نحو ، با وجود تفحّص و تفتيش ، آن روز را روزه بگيرد و قضاى آن روز را نيز بگيرد و در صورت عدم تفحّص ، آن روز را امساك كند و قضا نيز بكند .
مسألهء سيزدهم : هرگاه شخصى يا چند شخص خبر بدهند ديگرى را از داخل شدن شب و او افطار كند و بعد خلاف آن ظاهر شود كه روز باقى است ، پس اگر از قول آن اشخاص ظنّ از براى او هم نرسيده بود ، بلكه شك يا وهم حاصل شده بود ، در اين صورت روزهء او باطل است و قضا و كفّاره بر او لازم است .
و هرگاه از قول آنها ظنّ از براى او حاصل شود ، پس اگر خود متمكّن و قادر بر تفحّص كردن و كذب و صدق خبر اينها را معلوم كردن بود و نكرد ، در اين صورت
هامش
( 1 ) . يعنى : در صورتى كه خود تفحّص كرده باشد .
( 2 ) . محدّث بحرانى در الحدائق الناضرة 13 : 94 .
( 3 ) . عاملى در مدارك الأحكام 6 : 93 .