به فضاى دهان بيايد ، فرو نبرد ؛ خواه بلغم سينه باشد ، يا دماغ .
مسألهء هشتم : آنچه در ميان دندانها باقى مىماند از طعام در روز ، فرو بردن آن حرام است و بنا بر اقوى باعث وجوب قضا و كفّاره - هر دو - مىشود ، هرگاه عمدا فرو برد ؛ خواه از دهان بيرون آورد و بعد فرو برد ، يا نه .
مسألهء نهم : جايز است از براى روزهدار مكيدن انگشتر و امثال آن و خاييدن « 1 » طعام از براى طفل و چشيدن طعام از براى امتياز طعم آن ، به شرطى كه چيزى از آن داخل حلق نشود ، كه اگر عمدا چيزى از آن را به گلو فرو برد ، روزه باطل مىشود و باعث وجوب قضا و كفّاره مىشود .
مسألهء دهم : هرگاه دوايى داخل ذكر خود كند و از آنجا داخل اندرون او شود ، روزهء او صحيح است و ضرر به روزه نمىرساند . و بعضى از علماء گفتهاند كه روزه را باطل مىكند « 2 » ، و اين قول ضعيف است .
مسألهء يازدهم : جايز است چكانيدن دوا به گوش از براى روزه [ دار ] و ضرر به روزه نمىرساند . و بعضى از علماء در اينجا نيز قايل به بطلان شدهاند « 3 » و اين قول نيز ضعيف است .
و همچنين جايز است چكانيدن چيزى به بينى و مسواك كردن و حجامت كردن و دارو و سرمه به چشم كشيدن و بوى خوش به كار بردن و مضمضه كردن . بلى ، بعضى از اينها مكروه است ، به تفصيلى كه - إن شاء اللّه - بعد از اين مذكور خواهد شد « 4 » .
مسألهء دوازدهم : هرگاه كسى به ظنّ صبح نبودن و باقى بودن شب چيزى بخورد ،
هامش
( 1 ) . خاييدن : جويدن ، به دندان نرم كردن ( فرهنگ فارسى 1 : 1396 ) .
( 2 ) . مانند : علامهء حلّى در مختلف الشيعة 3 : 283 .
( 3 ) . مانند : ابو الصلاح حلبى در الكافي في الفقه : 183 .
( 4 ) . ر . ك : ص 52 - 54 .