احتمال حرمت آن را ندهد و اصلا به خاطر او خطور نكند كه اين امر حرام است يا ضرر به روزه مىرساند ، بلكه يقين قطعى داشته باشد كه اين امر مباح است و اصلا و مطلقا ضرر به روزه نمىرساند ، معذور باشد و روزهء او باطل نشود و قضا و كفّاره بر او لازم نباشد . و هرگاه در خاطر او تشكيكى راه يابد ، اگر چه بسيار ضعيف باشد ، كه آن احتمال جزئى بدهد كه آن امر حرام است يا ضرر به روزه مىرساند ، يا غافل باشد و در خاطر او هيچ يك از ضرر رسانيدن و ضرر نرسانيدن نگذرد ، روزهء آن باطل شود و قضا و كفّاره - هر دو - لازم باشد .
مسألهء پنجم : جمعى از علماء گفتهاند كه رسانيدن غبار غليظ در حلق ، باعث بطلان روزه است « 1 » و بعضى آن را موجب قضا و كفّاره مىدانند « 2 » و بعضى باعث قضاى تنها مىدانند « 3 » .
و ظاهر در نظر حقير آن است كه باعث بطلان روزه نباشد ، اگر چه احوط رعايت قول مشهور است .
و بعضى از متأخرين « 4 » ملحق ساختهاند به غبار غليظ ، دود و بخار غليظ را ، چون دود تنور و بخار ديگ و امثال اينها . و احوط اجتناب كردن است ، حتّى از دود تنباكو .
مسألهء ششم : آب دهان را مادامىكه در دهان است و طعم چيز خارجى داخل او نشده است ، فرو بردن آن ضرر به روزه نمىرساند و جايز است فرو بردن . امّا هرگاه آن را از دهان بيندازد « 5 » ، بعد در فرو بردن آن خلاف است و ظاهر آن است كه حرام است [ و ] باعث بطلان روزه و وجوب قضا و كفّاره نيز مىشود .
و امّا هرگاه طعم آب دهان متغيّر شود به سبب چيز خارجى ، پس اگر تغيير آن به سبب داخل شدن بعضى از اجزاى آن چيز خارجى باشد در آب دهان ، فرو بردن آن
هامش
( 1 ) . مانند : محقّق حلّى در شرائع الإسلام 1 : 189 ، و علّامهء حلّى در تذكرة الفقهاء 6 : 25 .
( 2 ) . مانند : شيخ طوسى در الخلاف 2 : 177 ، و المبسوط 1 : 271 .
( 3 ) . مانند : ابن ادريس حلّى در السرائر 1 : 377 ، و شيخ مفيد بنا به نقل الحدائق الناضرة 13 : 72 .
( 4 ) . سيّد عاملى در مدارك الأحكام 6 : 52 - 53 ، به نقل از بعض متأخّرين .
( 5 ) . ب : « بيندازى » .