قضاى رمضان در بعد از ظهر كه هرگاه كسى در اين وقت باطل كند ، بعضى قايل به وجوب كفّاره شدهاند « 1 » . و تفصيل اينها بعد از اين - إن شاء اللّه - مذكور خواهد شد « 2 » .
مسألهء دويم : آنچه مذكور شد كه حرام است بر روزهدار كردن آن و روزهء آن را باطل مىكند و باعث وجوب قضا و كفّاره يا قضاى تنها مىشود ، در صورتى است كه با وجود تذكّر ، آنها را به عمل آورد ، پس هرگاه فراموش كند كه روزه است و يكى از آنها را به عمل آورد ، روزهء آن باطل نمىشود ؛ خواه روزهء سنّتى يا واجبى ، و واجبى خواه واجب معيّن يا غير معيّن . و همچنين در جايى كه قضا و كفّاره واجب نمىشود « 3 » .
و همچنين هرگاه فراموش كند كه روزه است و غسل ارتماسى كند ، غسل آن صحيح است .
مسألهء سيم : هرگاه كسى را جبر كنند به عمل آوردن امور مذكوره ، پس اگر اجبار به نحوى باشد كه بدون اختيار و قصد او به عمل آيد ، به اين نحو كه طعام يا شراب را داخل حلق او كنند ، يا آنكه بعد از جنب شدن او را حبس كنند و نگذارند كه تا صبح غسل كند ، يا سر او را داخل آب كنند ، يا مثل اينها ، شكّى نيست كه گناهى بر آن مترتّب نمىشود و مطلقا باعث بطلان روزه نمىشود و باعث وجوب هيچ يك از قضا و كفّاره نمىشود .
و اگر اجبار به نحوى باشد كه خود ، آن فعل را بكند ، مثل اينكه يقين يا ظنّ غالب داشته باشد كه هرگاه كه آن فعل را به عمل نياورد ، ضرر بدنى يا مالى كه نتواند متحمّل آن شد ، به آن مىرسد ، در اين صورت شكّى نيست كه بايد مرتكب آن عمل بشود و گناهى بر آن مترتّب نيست و كفّاره نيز بر آن لازم نمىشود . امّا در وجوب قضا در روزهاى كه قضا دارد ، خلاف است و مشهور آن است كه قضا لازم نيست . و
هامش
( 1 ) . علّامهء حلّى در منتهى المطلب 2 : 576 ، س 29 ، مىگويد : « فرّق علماؤنا بين الإفطار في قضاء رمضان أوّل النهار و بعد الزوال ، فأوجبوا الكفّارة في الثاني دون الأوّل » .
( 2 ) . ر . ك : ص 51 ، مسألهء بيستم ، و ص 132 ، مسألهء دوم .
( 3 ) . يعنى : آنجا كه قضا و كفّاره واجب نيست ، اگر آن عمل را از روى فراموشى بجا آورد ، روزهء او باطل نمىشود .