وجوب قضا و كفّاره نمىشود ، دو چيز است :
اول : سر به آب فرو بردن
و بعضى از علماء آن را باعث بطلان روزه و وجوب قضا و كفّاره - هر دو - دانستهاند « 1 » . و بعضى ديگر [ آن را ] باعث وجوب قضاى به تنهايى دانستهاند « 2 » . و بعضى گفتهاند كه مكروه است « 3 » .
و حقّ آن است كه باعث هيچ يك از بطلان روزه و وجوب قضا و كفّاره نمىشود ، امّا حرام است بر روزهدار سر به آب فرو بردن و هرگاه بكند ، آثم و گناهكار خواهد بود .
و هرگاه سر به آب فرو بردن به جهت غسل باشد ، باطل است غسل و صحيح نيست . و بعضى گفتهاند كه هرگاه سر به آب برد بدون نيّت غسل و در وقت بيرون آوردن سر نيّت غسل كند ، غسل صحيح است « 4 » و صحّت اين قول بر حقير معلوم نيست .
و بدان كه سر به آب فرو بردن مطلقا حرام است ؛ خواه سر را با بدن به آب فرو برد ، يا سر را به تنهايى . و ظاهر آن است كه هرگاه جميع سر را دفعة فرو نبرد ، بلكه بر سبيل تعاقب سر را بر آب فرو برد ، مثل اينكه اول قدرى از سر را داخل آب كند و آن را بيرون آورد و بعد بعضى ديگر را داخل آب كند ، حرام نباشد ، اگر چه احوط آن است كه اجتناب از اين نيز بكند .
مخفى نماند كه بعضى از علماء احتمال دادهاند كه حرمت سر به آب فرو بردن ، تخصيص به روزهء واجبى داشته باشد و در روزهء سنّتى حرام نباشد و احوط آن است كه در روزهء سنّتى نيز سر به آب فرو نبرد .
هامش
( 1 ) . مانند : شيخ مفيد در المقنعة : 344 ، و شيخ طوسى در النهاية : 153 - 154 ، و الجمل و العقود ( الرسائل العشر ) : 212 ، و سيد مرتضى در الانتصار : 62 ، و شهيد در الدروس الشرعيّة 1 : 274 .
( 2 ) . مانند : ابو الصلاح حلبى در الكافي في الفقه : 183 .
( 3 ) . اين قول را محقّق در المعتبر 2 : 656 ، از سيد مرتضى در يكى از دو نظريهاش نقل مىكند . همچنين سيورى در التنقيح الرائع 1 : 359 ، آن را به ابن ابى عقيل و ابن ادريس نسبت داده است .
( 4 ) . آن را عاملى در مدارك الأحكام 6 : 51 ، گفته است .