تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرة الأحباب ( فارسى ) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣

فصل دويم در اوصافى كه بايد در فقير باشد تا توان زكات به او داد

و آنها سه وصف است :

وصف اول : اينكه شيعهء اثنا عشرى باشد .

پس نمىتوان زكات را به سنّى داد و نه به ساير فرقهء شيعه مانند زيديّه و واقفيّه ؛ خواه ممكن باشد كه به شيعهء اثنا عشرى بدهند يا نه . و مراد از شيعهء اثنا عشرى كسى است كه اقرار به خلافت بلافصل على بن ابى طالب عليه السّلام داشته باشد و بعد از او يازده اولاد او را به ترتيب امام داند . و در بعضى از عوام شيعه كه گاه است كه اسم هيچ يك از ائمه را يا اسم بعضى از آنها را نمىدانند ، بلكه خدا و پيغمبر را نيز نشناخته‌اند و به غير از اينكه در ميان شيعه نشو و نما يافته‌اند و ديگر چيزى از تشيّع در آنها نيست ، اشكال است . و بعضى از متأخّرين حكم صريح كرده‌اند كه زكات به آنها نمىتوان داد « 1 » . و ظاهر آن است كه هرگاه كسى را يقين باشد كه همهء ائمّهء يا بعضى از آنها را نشناخته است و اسم و نسب آنها را نمىداند ، جايز نيست دادن زكات به او ، اگر چه فقيرى ديگر نباشد . بلى ، اشكال است كه هرگاه يقين نباشد كه مىداند يا نه ، آيا بايد از او پرسيد و سؤال كرد ، يا اينكه همين كه داخل در زمرهء شيعه است كافى است و نبايد از او پرسيد ؛ و ظاهر آن است كه هرگاه ظنّ آن باشد كه نمىداند ، بايد از او پرسيد و هرگاه ظنّ اين نباشد ، نبايد پرسيد ، اگر چه تشكيك باشد در اينكه آيا مىداند يا نه . و احوط آن است كه در صورت تشكيك نيز از او پرسيده شود و همين كه اقرار به نبوّت محمّد صلّى اللّه عليه و آله و امامت ائمّهء اثنا عشر عليه السّلام كند ، كافى است و لازم نيست كه از او دليل بپرسند .
هامش
( 1 ) . مانند : محدّث بحرانى در الحدائق الناضرة 12 : 206 .