رخوت « 1 » اثاث الدار زيادتى ، يا اجناسى كه زيادتى باشد ، يا غير اينها ، در اين صورت آن شخص فقير نيست و زكات نمىتواند بگيرد ، بلكه بايد آن زيادتىها را بفروشد و با منافع ضمّ كند و خرج خود را بگذراند . و هر كسى كه مالى نداشته كه هر ساله منافعى از آن حاصل شود ، امّا اموالى ديگر زيادتى از ضروريّاتى كه بعد از اين مذكور خواهد شد داشته باشد ، از قبيل اثاث الدار يا خانه يا چارپايى زيادتى يا كتب زيادى ، و به قدرى باشد كه هرگاه آنها را بفروشد ، خرج سال او بگذرد ، آن شخص فقير نيست و بايد آن اجناس را بفروشد و به مصرف رساند و زكات نمىتواند گرفت . و هرگاه آن اموال به قدرى باشد كه وفا به خرج سال او نكند ، امّا بعضى از سال تواند بگذراند ، بايد به مصرف رساند و بقيّه را زكات بگيرد .
و در اينجا چند مسأله است كه بايد بيان شود :
مسألهء اول :
بدان كه همچنان كه مالك بودن قوت ساليانه باعث غنى بودن و مانع از گرفتن زكات مىشود ، همچنين هرگاه كسى صنعتى داشته باشد كه از آن صنعت مؤونت ساليانهء او و عيال او حاصل شود ، يا قادر بر كسبى باشد كه از او مؤونت ساليانهء او هم رسد ، غنى است و نمىتواند [ زكات ] گرفت . و هرگاه كسب او وفا به مؤونت ساليانهء او نتواند كند ، زكات مىتواند گرفت .
و ظاهر - همچنان كه جمعى از علماء - گفتهاند « 2 » آن است كه كسب و صنعتى كه مانع از گرفتن زكات مىشود ، كسب و صنعتى است كه لايق به حال آن شخص باشد در عرف ، پس هرگاه كسى قادر بر كسبى يا صنعتى باشد كه از آن مؤونت ساليانهء او حاصل شود ، امّا آن كسب و صنعت در عرف لايق به حال آن شخص نباشد و ارتكاب آن موجب مذلّت و اهانت او باشد ، يا در نهايت تصديع و مشقّت تواند آن كسب را بكند ، مىتواند زكات بگيرد .
و همچنين هرگاه كسى قادر بر كسبى باشد ، امّا مشغول تحصيل علوم دينيّه باشد
هامش
( 1 ) . رخوت : جمع رخت ، لباس .
( 2 ) . مانند : شيخ طوسى در الخلاف 4 : 230 .