يك گوسالهء يكساله يا نر يا ماده و از براى هر چهل رأس [ گاو ] ، يك گاو دو سالهء ماده بدهد .
شرط دويم : آنكه كاركن نباشند
پس هرگاه شتر باركش يا گاو خيش كشنده باشند ، زكات در آنها واجب نيست ، اگر چه به حدّ نصاب رسيده باشند .
و مناط در كاركن بودن آن است كه در عرف آنها را كاركن بگويند . پس اگر كسى چند شتر به جهت باركشى داشته باشد و در سالى چند ماه بار نكشد به جهت نبودن بار يا ممكن نبودن سفر ، زكات بر آنها واجب نمىشود . بلى ، احوط آن است كه اگر در مجموع سال نكشند - اگر چه به جهت مانعى باشد - زكات آنها را بدهد .
شرط سيم : آنكه سال بر آنها بگذرد
شرط چهارم : آنكه معلوفه نباشد
و تفصيل اين دو شرط در شتر و گاو بعينه همچنان است كه در گوسفند مذكور شد و مطلقا فرقى نيست .
فصل دويم : در بيان بعضى مسائل كه متعلّق به اين مبحث است
و در آن چند مسأله است :
مسألهء اول :
بدان كه بايد شتر نر و مايه « 1 » و لوك « 2 » را بر سر هم حساب كرد . و همچنين گاو و گاو ميش را بايد بر روى هم حساب كرد .
مسألهء دويم :
در جايى كه بايد يك شتر مادهء يكساله بدهد ، هرگاه آن را نداشته باشد ، بايد يك شتر نر دوساله بدهد پا در سه . و هرگاه آن را نيز نداشته باشد ، بايد
هامش
( 1 ) . در نسخهها چنين است و شايد اصل آن « ماده » بوده است .
( 2 ) . لوك : ( لك ) : نوعى شتر كم موى باركش ، آنكه دستش معيوب باشد . ( فرهنگ فارسى ، معين ) .