سه شتر دوساله بدهد كه يكى زياد بيايد . و پنجاه پنجاه حساب نكند . كه بيست و يكى زياد بيايد . و در صد و پنجاه ، پنجاه پنجاه حساب كند كه چيزى زياد نيايد ، نه چهل چهل كه سى شتر زياد بيايد . و در هر جايى كه هرگاه هر دو را حساب كند ، زيادتى كمتر باشد ، هر دو را حساب كند . مثل آنكه در صد و چهل ، دو پنجاه و يك چهل حساب كند و در صد و سى ، دو چهل و يك پنجاه حساب كند و در دويست مخيّر است .
و مخفى نماند كه در آنچه ميان دو نصاب زياد شود ، زكات به جهت زيادتى زياد نمىشود ، بلكه همان زكات نصاب سابق را بايد داد . پس آنچه بر پنج زياد شود ، تا به ده نرسيده است ، زكات آن همان يك گوسفند است و بعد از آنكه به ده رسيد ، دو گوسفند زكات آن مىشود . و آنچه زياد شود ، تا پانزده نرسيده باز همان دو گوسفند است . و همچنين تا به نصاب دوازدهم .
و اما نصاب گاو :
پس بدان كه گاو تا به سى رأس نرسد ، زكات ندارد . پس اول نصاب آن سى است و همين كه به سى رسيد ، بايد يك گوسالهء ماده يا نر يك سالهء پا در دو ، به جهت زكات بدهند . و ديگر آنچه زياد شود زكات آن زياد نمىشود تا به چهل رأس برسد . و بعد از آنكه به چهل رسيد ، بايد از براى زكات مجموع ، يك گاو مادهء دو سالهء پا در سه بدهند .
و بايد آنچه بالا مىرود از براى هر سى گاو ، يك گوسالهء يكساله داد و از براى هر چهل گاو ، يك گاو دو سالهء مادّه . پس در شصت ، دو گوسالهء يكساله بايد داد و در هفتاد [ گاو ] ، يك گوسالهء يكساله و يك [ گوسالهء ] دو سالهء ماده و در هشتاد [ گاو ] ، دو دو سالهء ماده و در نود [ گاو ] ، سه [ گوسالهء ] يكساله و در صد [ گاو ] ، دو [ گوسالهء ] يكساله و يك دوساله و در صد و ده [ گاو ] دو [ گوسالهء ] دوساله و يك [ گوسالهء ] ، يكساله . و در صد و بيست [ گاو ] مخيّر است كه سه دو سالهء ماده بدهد يا چهار [ گوسالهء ] ، يكساله . و همچنين است حكم به هر قدر كه بالا رود ؛ يعنى بايد سى سى يا چهل چهل يا سى و چهل با هم حساب كرد و از براى هر سى رأس [ گاو ] ،