معنى كه هرگاه كسى چهل گوسفند - مثلا - داشته باشد و يكى از اينها گوسفند خوراكى باشد يا نرى باشد كه به جهت نتاج نگاه داشته باشند ، زكات در هيچ يك از آن گوسفندها لازم نيست . و همچنين اگر صد و بيست و يكى داشته باشد و يكى از آنها يكى از آن دو گوسفند باشد ، يك گوسفند بايد زكات بدهد نه دو گوسفند .
و اين قول در نظر حقير اظهر است ، و ليكن احوط آن است كه به قول اول عمل كرده شود ؛ يعنى اين دو گوسفند نيز حساب كرده شود .
مبحث چهارم در بيان زكات شتر و گاو
و در اين مبحث دو فصل است :
فصل اول : در شروط وجوب زكات بر دو حيوان
بدان كه همچنان كه واجب شدن زكات در نقد و غلّات و گوسفند موقوف بود به شروطى چند ، همچنين واجب شدن زكات بر شتر و گاو ، موقوف است به چند شرط ، كه هرگاه يكى از آنها يافت نشود ، زكات اينها واجب نمىشود .
و آن شروط چهار است :
شرط اول : آنكه به حدّ نصاب برسند
پس هرگاه از حدّ نصاب كمتر باشد ، زكات بر آنها واجب نمىشود ، اگر چه شروط ديگر يافت بشود .
و نصاب هر يك از اين دو حيوان تفاوت دارد .
و اما نصاب شتر :
پس بدان كه از براى شتر دوازده نصاب است :
اول : پنج شتر است ، تا به پنج نرسند ، مطلقا زكات در آن واجب نيست و بعد از آنكه به پنج رسيد ، بايد يك گوسفند داد .
دويم : ده شتر است و زكات آن دو گوسفند است . و آنچه از پنج زياد شود و به ده