نرسد ، چيزى از براى زيادتى لازم نيست ، بلكه همان يك گوسفندى كه از براى پنج شتر است ، بايد داد .
سيم : پانزده شتر است و زكات آن سه گوسفند است .
چهارم : بيست شتر است و زكات آن چهار گوسفند است .
پنجم : بيست و پنج شتر است و زكات آن پنج گوسفند است .
ششم : بيست و شش شتر است . و به بيست و شش كه رسيد ، ديگر گوسفند نبايد داد ، بلكه از براى مجموع يك شتر مادّهء يك سالهء پا در دو بدهد .
هفتم : سى و شش شتر است و بايد از براى مجموع سى و شش شتر ، يك شتر مادهء دو سالهء پا در سه بدهد .
هشتم : چهل و شش شتر است و بايد از براى مجموع ، يك شتر سه سالهء پا در چهار بدهد .
نهم : شصت و يك شتر است و بايد از براى مجموع شصت و يك شتر ، يك شتر چهار سالهء مادهء پا در پنج بدهد .
دهم : هفتاد و شش شتر است و بايد از براى زكات مجموع آن ، دو شتر مادهء دو سالهء پا در سه بدهد .
يازدهم : نود و يك شتر است و بايد از براى زكات مجموع آن ، دو شتر مادهء سه سالهء پا در چهار بدهد .
دوازدهم : صد و بيست و يك شتر است . و هر چه زياد شود ، بايد در زكات آن در هر پنجاه شتر ، يك شتر مادهء سهساله بدهد و در هر چهل شتر ، يك شتر مادهء دوساله بدهد ؛ به اين معنى كه شتر را حساب مىكند و مىشمارد و از براى هر پنجاه شتر ، يك مادهء سهساله مىدهد و آنچه زيادتى ماند كه از پنجاه كمتر است ، به جهت آن چيزى نمىدهد ، يا مىشمارد و از براى هر چهل شتر ، يك مادهء دوساله مىدهد و آنچه زياد مىآيد كه از چهل كمتر است ، به جهت آن چيزى نمىدهد .
و احوط آن است كه « عدد موافق » را اختيار كند ؛ يعنى هر كدام كه زيادتى آن كمتر است ، از آن قرار حساب كند . پس در صد و بيست و يك ، چهل چهل بشمارد و
تذكرة الأحباب ( فارسى ) — صفحة 205
مساهمون: المحقق النراقي
ص٢٠٥