از عين همان جنس بدهند ، بلكه مىتوان قيمت آن را داد . و امّا در گوسفند و شتر و گاو خلاف است و مشهور ميان متأخّرين آن است كه مىتوان قيمت آن را داد و لازم نيست كه عين گوسفند را بدهد « 1 » . و دليلى كه توان اعتماد بر آن كرد ندارند . پس احوط آن است كه در گوسفند و شتر و گاو عين آنها را بدهند ، نه قيمت آنها را . بلى ، شكّى نيست كه بعد از دادن به مستحقّ ، مىتوان از مستحقّ خريد و قيمت آن را به او داد .
مسألهء نهم :
بدان كه حيوانى را كه به جهت زكات مىدهند ، واجب است كه اگر گوسفند باشد ، به حدّى باشد كه در عرف آن را گوسفند بگويند و اگر بز باشد ، به حدّى باشد كه در عرف آن را بز بگويند .
و احتياط آن است كه اگر گوسفند بدهند ، از هفتماههء پا در هشت كمتر نباشد و اگر بز باشد و بدهند ، از يك سالهء پا در دو كمتر نباشد . و احوط در بز آن است كه دو سالهء پا در سه باشد .
مسألهء دهم :
گوسفندى را كه به جهت زكات مىدهند ، بايد مريض نباشد و بسيار پير نباشد و صاحب عيب نباشد ، مگر هرگاه مستحق راضى باشد به گرفتن يكى از اينها .
مسألهء يازدهم :
بدان كه شكّى نيست در اينكه صاحب گله ، گوسفندى را كه از براى خوردن گوشت آن گذارده باشد ، مستحق نمىتواند كه آن را به جهت زكات ، بدون رضاى مالك بگيرد . و همچنين نمىتواند كه گوسفند نرى را كه در گله براى نتاج گرفتن از گوسفندان مادّه مىگذارند ، بدون اذن مالك بگيرد . بلى ، خلاف است در اينكه آيا در اينها زكات هست و از نصاب حساب مىشوند يا نه ؟ جمعى از علماء گفتهاند كه بايد حساب كرد « 2 » و بعضى ديگر گفتهاند كه نبايد حساب كرد « 3 » ؛ به اين
هامش
( 1 ) . مانند : عاملى در مدارك الأحكام 5 : 91 ، و طباطبايى در رياض المسائل 5 : 80 ، امّا قول به لزوم دادن عين گوسفند را شيخ مفيد در المقنعة : 253 بدان معتقد است .
( 2 ) . محدّث بحرانى در الحدائق الناضرة 12 : 69 ، و طباطبايى در رياض المسائل 5 : 76 ، آن را مشهور دانستهاند .
( 3 ) . محقّق در المختصر النافع : 79 ، و علّامه در إرشاد الأذهان 1 : 281 ، و شهيد اوّل در اللمعة الدمشقيه ( الروضة البهيّة 2 ) : 27 ، اين قول را پذيرفتهاند .