كه بعد از تمام شدن سال اولاد نيز زكات آنها داده شود .
مسألهء سيم :
بدان كه آنچه در حكم اولاد مذكور شد ، بعينه جارى است در اينكه هرگاه كسى گوسفندى داشته باشد و سال آنها تمام نشده باز گوسفندى ديگر بخرد ، در اين صورت بايد گوسفندهاى سابق را به جاى مادرها قرار داد و گوسفندهايى كه خريده ، به جاى اولاد و احكام مذكوره را بعينه در آنها جارى نمود .
مسألهء چهارم :
هرگاه كسى در چند مكان متفرّق گوسفند داشته باشد ، بايد مجموع را روى هم حساب نمود . پس اگر مجموع روى هم به نصاب برسد ، بايد زكات داد ، اگر چه هر يك به تنهايى به حدّ نصاب نرسيده باشد . و اگر هر دو با هم از يك نصاب گذشته باشند و به نصاب بعد نرسيده باشند ، بايد همان زكات يك نصاب را داد ، اگر چه هر يك جدا جدا به حدّ نصاب نرسيده باشند .
مثلا هرگاه كسى در دو جا گوسفند داشته باشد و هر جايى چهل گوسفند باشد ، بايد يك گوسفند زكات داد و نبايد از براى هر چهل گوسفندى يكى داد . و هرگاه هر دو جا با هم به نصاب بعد رسيده باشند ، بايد زكات همان نصاب زكات بعد را داد .
مثلا در يك جا هشتاد گوسفند داشته باشد و در يك جا چهل و يك گوسفند ، بايد دو گوسفند زكات بدهد .
مسألهء پنجم :
دانستنى كه زكات در گوسفند واجب نمىشود تا سال بر آن بگذرد .
پس هرگاه كسى اين قدر گوسفند داشته كه به نصاب رسيده باشد ، امّا پيش از تمام شدن سال - اگر چه به دو سه روز باشد - آن را بفروشد ، يا با گوسفندى ديگر معاوضه كند ، زكات از آن ساقط مىشود . و هرگاه بعضى را بفروشد يا معاوضه كند ، باقى مانده هرگاه به قدر نصاب باشد ، بايد زكات آن را بدهد و هرگاه باقى مانده از نصاب كمتر باشد ، زكات ساقط مىشود .
مسألهء ششم :
بدان كه بايد بز و ميش و ماده « 1 » را به روى هم حساب كرد و نبايد
هامش
( 1 ) . الف : « مادر » .