فصل دويم : در بعضى از مسائل كه متعلّق به اين مبحث است
و در آن يازده مسأله است :
مسألهء اول :
همچنان كه زكات واجب است در گوسفند ، همچنين واجب است در اولاد گوسفند نيز هرگاه سال بر آنها بگذرد ، و ليكن خلاف است در اينكه ابتداى سال آنها از چه وقتى است . پس جمعى از علماء گفتهاند كه ابتداى سال آنها از وقت متولّد شدن آنها است و در وقتى كه متولد شدند ، بايد اول سال حساب كرد « 1 » . و جمعى ديگر گفتهاند كه اول سال آنها وقتى است كه از شير خوردن بازايستد و بچرد « 2 » . و اين قول اظهر است .
مسألهء دويم :
بدان كه شرط است در واجب شدن زكات در اولاد گوسفند كه بر آنها به تنهايى سال بگذرد و مادامىكه سال بر آنها نگذرد ، زكات آنها واجب نمىشود ، اگر چه بر مادرهاى آنها سال بگذرد . پس هرگاه كسى در شش ماه - مثلا - سى گوسفند داشته باشد و بعد از شش ماه ده بچّه از آنها هم رسد و مجموع به حدّ نصاب برسد ، وقتى زكات بر مجموع واجب مىشود كه يك سال از ابتداى سال اولاد بگذرد ، نه از ابتداى شش ماه اول كه مادرهاى آنها را گرفته بود . و همچنين هرگاه هشتاد گوسفند در شش ماه داشته باشد و چهل و يك اولاد از آنها هم رسد ، بعد از تمام شدن سال مادرها ، زكات مادرها را مىدهد و زكات اولاد واجب نيست تا سال بر آنها بگذرد .
و بعد از گذشتن سال بر اولاد ، پس عدد اولاد از چند قسم بيرون نيست :
قسم اول : آنكه مادرهاى آنها به حدّ نصاب نرسيده باشد و اولاد نيز به تنهايى به حدّ نصاب نرسد ، امّا مجموع با هم به حدّ نصاب برسند . مثل اينكه بيست گوسفند
هامش
( 1 ) . علّامهء حلّى در مختلف الشيعة 3 : 42 ، و محدّث بحرانى در الحدائق الناضرة 12 : 80 ، آن را مشهور دانستهاند و دوّمى آن را به شيخ و جماعتى نسبت داده است و خود نيز پذيرفته است .
( 2 ) . مانند : علّامهء حلّى در مختلف الشيعة 3 : 42 . ر . ك : مفتاح الكرامة 3 : 62 - 63 .