و اگر كسى در دو ولايت زراعت داشته باشد كه در يكى زودتر حاصل به دست بيايد ، يا زودتر دانهء جو و گندم بسته شود ، يا زودتر غوره به هم رسد ، يا انگور ترش و شيرين شود ، پس اگر آنچه اول به دست مىآيد به تنهايى به حدّ نصاب رسيده باشد ، مىتواند در آن وقت زكات آن را بدهد و بعد هر چه به تدريج به دست مىآيد ، زكات آن را بدهد ؛ خواه آنچه بعد به دست مىآيد ، به حدّ نصاب رسيده باشد يا نه . و اگر آنچه اول به دست مىآيد به حدّ نصاب نباشد ، پس اگر از حاصل موضع ديگر به قدرى كه با آنچه به دست آمده به حدّ نصاب برسد ، به نحوى شده باشد كه زكات تعلّق به آن بگيرد ، باز مىتواند كه زكات آنچه را كه به دست آمده ، بدهد و بعد زكات بقيه را بدهد . و اگر از حاصل موضع ديگر به قدرى كه با آنچه به دست آمده به نصاب برسد ، به نحوى نشده باشد كه زكات بر آن تعلّق گيرد ، زكات دادن آنچه را كه به دست آمده بايد تأخير اندازد تا وقتى كه به قدرى از حاصل ديگر كه با اين به حدّ نصاب برسد ، زكات تعلّق بگيرد ، در آن وقت ، زكات آنچه را كه به دست آمده و كمتر از نصاب است ، مىتواند داد .
و وقت تعلّق زكات در مسألهء بعد از اين مذكور مىشود .
مسألهء ششم :
بدان كه شكّى نيست در اينكه واجب نيست بيرون كردن زكات گندم و جو پيش از درو كردن و پاك كردن ، و بعد از آن واجب است بيرون كردن زكات همچنان كه مذكور خواهد شد .
و همچنين واجب نيست بيرون كردن زكات مويز و خرما پيش از خشك شدن و مويز و خرما شدن ، يعنى تا مويز و خرما نشده ، مىتوان بدون عذر دادن زكات را تأخير انداخت ، اگر چه بعد از چيدن انگور و رطب نيز مىتوان داد .
بلى ، خلاف است در اينكه در چه وقت زكات به آنها تعلّق مىگيرد ، يعنى در چه وقت فقرا و مستحقّين زكات در آن شريك مىشوند و حقّ آنها در گندم و جو و مويز و خرما هم مىرسد ، اگر چه بيرون كردن حقّ آنها هنوز واجب نشده باشد .