و كفّارهء آن مثل كفّارهء افطار در روز ماه مبارك رمضان است عمدا ، همچنان كه سابق بر اين مذكور گرديد « 1 » .
و بعضى كفّارهء مخالفت عهد را مثل كفّارهء مخالفت قسم گفتهاند « 2 » ، و اقوى آن است كه ما گفتيم .
و بدان كه بعضى از علماء قايل شدهاند كه : زنى كه در مصيبت موى سر خود را ببرد ، كفّارهء افطار در روز ماه رمضان مىدهد به ترتيب « 3 » ، و بعضى گفتهاند كه به تخيير « 4 » ، و بعضى ديگر گفتهاند : گناه دارد و كفّاره ندارد « 5 » ، و اين اظهر است ، و اگر چه كفّاره دادن سنّت ، بلكه احوط است .
امّا قسم چهارم ، يعنى آنكه روزه يا چيز ديگر بر سبيل تخيير واجب است و بعد از عاجز شدن آن ، چيز ديگر .
و آن در صورتى است كه كسى با كنيز خود كه به اذن او احرام بسته باشد ، در حالت احرام جماع كند . و كفّارهء [ آن ] يك شتر است ، يا گاو ، يا يك گوسفند . پس اگر از شتر و گاو عاجز شود ، مخيّر است ميان يك گوسفند و سه روز روزه گرفتن .
و امّا قسم پنجم : پس كفّارهء بنده است در جميع اقسام كفّارات كه بر او روزه گرفتن متعيّن است .
بلى ، هرگاه آقاى او يا زن او ، آزاد كردن يا اطعام دادن را به عمل آورد ، روزه از آن ساقط مىشود .
و بدان كه بعضى از علماء گفتهاند كه [ اگر ] كسى بخوابد و نماز خفتن را نكند تا نصف شب بگذرد ، واجب است كه كفّاره بدهد و كفّارهء آن ، آن است كه آن روز را روزه بگيرد « 6 » .
هامش
( 1 ) . ر . ك : همان .
( 2 ) . شرائع الإسلام 3 : 193 ، إرشاد الأذهان 2 : 97 .
( 3 ) . سلّار در المراسم : 187 ، ابن ادريس در السرائر 3 : 78 .
( 4 ) . المهذّب 2 : 424 .
( 5 ) . زاد المعاد ، خاتمهء كفارات ، نهم .
( 6 ) . همان ، دوازدهم .