قضا كردن بر آنها لازم نيست .
و مشهور آن است كه هرگاه بعد قدرت به هم رسانند ، بايد قضا كنند . و اظهر عدم وجوب قضا است بعد از قدرت ، اگر چه احوط قضا كردن است .
مسألهء سيم :
كسى كه مبتلا به مرض « عطاش » باشد - و آن مرضى است كه صاحب آن هر چه آب خورد ، سيراب نشود - هرگاه مشكل باشد بر آن روزه گرفتن ، افطار مىكند و به عوض هر روزى يك مد طعام تصدّق مىكند .
و احوط آن است كه بيش از قدر ضرورت آب نخورد .
و مشهور آن است كه بعد از رفع شدن مرض ، بايد روزه را قضا كند و آن احوط است ، اگر چه اظهر عدم وجوب است .
مسألهء چهارم :
كسى كه عمدا در روز ماه مبارك رمضان بدون عذر افطار كند ، بايد مجتهد آن را تعذير كند و هرگاه دوباره عود كند به اين عمل ، باز مجتهد آن را تعذير مىكند و مرتبهء چهارم آن را مىكشد . و اقوى اول است و دويم احوط است « 1 » .
و مخفى نماند كه كشتن در مرتبه سيم و چهارم در صورتى است كه در دفعات پيشتر به مجتهد عرض شده باشد . پس اگر پيشتر به او عرض نشده باشد ، كشتن آن جايز نيست .
هامش
( 1 ) . در نسخهها چنين آمده است .