اول : آنكه روزه در آن واجب است با چيزى ديگر .
دويم : آنكه روزه در آن واجب است بعد از عاجز شدن از چيز ديگر .
سيم : آنكه روزه در آن واجب است تخييرا ؛ يعنى مخيّر است ميان روزه و غير آن و هر يك را به عمل آورد كفايت مىكند .
چهارم : آنكه روزه يا چيز ديگر ( بر سبيل تخيير ) « 1 » واجب است در آن ، بعد از عاجز شدن از چيز ديگرى كه غير از آن چيز اوّلى است .
پنجم : آنكه روزه در آن واجب است نه چيز ديگر .
امّا اول ، يعنى آنكه روزه و چيز ديگر ، هر دو در آن واجب است
، پس آن در يك موضع است و آن كفّارهء كشتن مؤمنى است عمدا ، بىآنكه شرعا كشتن لازم شده باشد .
و كفّارهء آن ، آن است كه يك بنده آزاد كند و شصت مسكين را طعام دهد و دو ماه پىدرپى روزه بگيرد .
و دانستى كه جمعى از علماء در كفّارهء افطار كردن در روزهء ماه مبارك رمضان به حرام نيز به اين قايل شدهاند و مذكور شد كه اقوى آن است كه اين مستحب است نه واجب « 2 » .
و امّا دويم ، يعنى آنكه روزه در آن واجب مىشود بعد از عاجز شدن از چيز ديگر
، پس در هشت موضع است :
اول : كفّارهء قتل خطا ، كه كسى را به نادانى بكشند « 3 » ، يا آنكه قصد كشتن نداشته باشد و كارى كند كه غالبا كشنده نباشد و او كشته شود ؛ مانند آنكه طفلى را براى تاديب بزند و او بميرد ، يا تيرى به سوى آهوئى بيندازد و به شخصى خورد و كشته شود ، يا در راه بر كسى بخورد و او بيفتد و بميرد .
هامش
( 1 ) . در نسخه « ب » نيامده است .
( 2 ) . ر . ك : ص 131 ، مسألهء اوّل .
( 3 ) . در نسخهها چنين است .