و حق آن است كه روزه گرفتن آن روز سنّت است نه واجب .
و ايضا بدان كه از جمله مواضعى كه خلاف شده است در آنكه آيا كفّاره دارد يا نه ، در صورتى است كه كسى قسم بخورد به بيزار بودن از خدا يا پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله ، يا ائمّه عليهم السّلام . و در حرام بودن چنين قسمى ، خواه راست و خواه دروغ ، خلافى نيست ، و ليكن در وجوب كفّارهء چنين قسمى ياد كردن خلاف است . بعضى گفتهاند : كفّارهاش كفّارهء ظهار است « 1 » ؛ اوّل بنده آزاد كردن ، و با عجز از آن دو ماه روزه داشتن ، و با عجز از آن شصت مسكين را طعام دادن ، و اگر عاجز شود ، ده مسكين را طعام يا كسوه دهند ، و اگر عاجز شود ، سه روز متوالى روزه بگيرد .
و بعضى گفتهاند : كفّارهاش كفّارهء نذر است « 2 » .
و ابن بابويه گفته است كه : سه روز روزه بگيرد و ده مسكين را طعام بدهد « 3 » .
و بعضى گفتهاند : گناه كرده است و كفّاره ندارد « 4 » .
و در حديث صحيح وارد شده است كه صفّار به حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام نوشت كه : مردى سوگند ياد كرده به بيزارى خدا و رسول و مخالفت كرده ، توبه و كفّارهء او چيست ؟ حضرت فرمودند كه : « ده مسكين را طعام مىدهد و هر مسكينى را يك مد و طلب آمرزش مىكند از خدا » « 5 » .
و والد ماجد حقير طاب ثراه و بعضى علماء به اين مضمون قايل شدهاند « 6 » ، و اين قول خالى از قوّتى نيست .
و بدان كه تفصيل احكام كفّارات چون كه در اين مقام مناسب نبود ، به همين قدر اكتفا شد .
هامش
( 1 ) . النهاية : 570 ؛ المهذّب 2 : 403 و 421 .
( 2 ) . الوسيلة : 349 .
( 3 ) . المقنع : 136 - 137 .
( 4 ) . شرائع الإسلام 3 : 68 .
( 5 ) . التهذيب 8 : 299 / 100 ، وسائل الشيعة 22 : 390 / 1 .
( 6 ) . مختلف الشيعة 8 : 163 ، كفاية الأحكام 2 : 415 .