تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرة الأحباب ( فارسى ) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
و همچنين است هرگاه در ماه رمضانى مريض شود و بعد از رمضان به قدر بعضى از آن روزه‌ها كه افطار كرده ، مرض او رفع شود و دوباره باز مريض شود و مرض او طول بكشد تا رمضان آينده .

مسألهء دهم :

هرگاه كسى چند روز از ماه رمضانى را افطار كند به جهت عذرى غير از مرض ، مثل سفر يا حيض ، و بعد از اين بلافاصله مريض شود و مرض او طول بكشد تا ماه رمضان ديگر ، پس بعضى گفته‌اند كه حكم آن مثل حكم كسى است كه به جهت مرض افطار كرده باشد « 1 » ، يعنى قضا بر او لازم نيست و بايد به جهت هر روزى ، يك مد كفّاره بدهد . و بعضى ديگر گفته‌اند كه حكم آنها مساوى نيست ، بلكه قضا بر او لازم است « 2 » . و مسأله محل اشكال است ، اگر چه اظهر آن است كه قضا لازم است و احتياط كردن به گرفتن قضا و دادن يك مد كفّاره بهتر است . [ و ] هرگاه روزه را به جهت مرض افطار كند و بعد بلافاصله به سفر رود و تا رمضان آينده در سفر باشد و نتواند قضا بگيرد ، در اين صورت نيز بعضى گفته‌اند قضا لازم نيست و به جهت هر روزى يك مد كفّاره بدهد « 3 » . و اقوى در اين صورت آن است كه قضا واجب است « 4 » . و همچنين است هرگاه افطار كردن به جهت غير مرض باشد و عذرى هم كه تا رمضان آينده بوده ، غير از مرض باشد ؛ يعنى قضا واجب است .

مسألهء يازدهم :

هرگاه كسى روزهء ماه مبارك رمضان را به جهت مريض بودن افطار كند و بعد از رفع مرض ، با وجود اختيار و بدون عذر ، قضاى آن را تأخير بيندازد تا رمضان ديگر داخل شود ، واجب است كه قضاى آن را بگيرد و علاوه بر قضا ، به جهت هر روزى يك مد از طعام تصدّق كند .
هامش
( 1 ) . محدّث بحرانى در الحدائق الناضرة 13 : 307 ، آن را از ظاهر شيخ طوسى در الخلاف نقل كرده است و خود نيز همين قول را اختيار كرده است . ( 2 ) . محدّث بحرانى آن را از علّامه در مختلف الشيعة نقل كرده است . ر . ك : الحدائق الناضرة 13 : 307 . ( 3 ) . محدّث بحرانى در الحدائق الناضرة 13 : 308 . ( 4 ) . مؤلّف در مستند الشيعة 10 : 448 ، در هر دو فرع گذشته و فرع بعدى قائل به سقوط قضا شده است .