مسألهء هشتم :
كسى كه جنب شود در ماه مبارك رمضان و غسل را فراموش كند ، پس اگر در همان روز به خاطر او آيد و غسل كند ، روزهء او صحيح است و چيزى بر او نيست . و هرگاه به خاطر او نيايد تا آن روز بگذرد ، يا تا ماه رمضان بيرون رود ، واجب است كه روزههايى را كه بعد از جنب شدن گرفته ، قضا كند .
مسألهء نهم :
دانستى كه هرگاه كسى در ماه مبارك رمضان مريض شود و افطار كند ، واجب است كه بعد از صحيح شدن ، آن روز را قضا كند . بلى ، هرگاه كسى در ماه مبارك رمضان مريض شود و افطار كند و مرض او طول بكشد و رفع نشود تا ماه رمضان آينده ، در اين صورت قضا از او ساقط مىشود [ و ] نبايد قضاى آنچه از رمضان اول فوت شده بگيرد ، بلكه بايد به عوض هر روزى كه افطار كرده ، يك مد طعام به مستحقّين تصدّق كند . پس هرگاه در رمضان دويم مرض رفع شد ، آن ماه رمضان را روزه مىگيرد و هرگاه در آن رمضان رفع نشد ، پس اگر پيش از رمضان سيم مرض رفع شد ، همين رمضان دويم را قضا مىكند . و اگر مرض طول كشيد تا رمضان سيم نيز داخل شد ، در اين صورت قضاى رمضان دويم نيز از او ساقط است و به عوض هر روزى از اين رمضان نيز ، يك مد طعام تصدّق مىكند .
و هرگاه كسى در رمضان مريض شود و چند روز را افطار كند و پيش از رمضان دويم ، به قدرى كه كمتر از روزههايى باشد كه افطار كرده ، مرض او رفع شود ، مثل اينكه تمام ماه رمضان اول را افطار كرده و ده روز پيش از رمضان دويم مرض « 1 » رفع شود ، در اين صورت شكّى نيست كه قضاى اين ده روز بر او واجب است . و امّا قضاى بيست روز ديگر كه پيش از رمضان دويم وقت نبوده ، پس محلّ اشكال است و در كلام فقهاء تصريحى در حكم آن به نظر حقير نرسيده و ظاهر آن است كه قضاى آن بيست روز از او ساقط باشد . و هرگاه احتياط كند و آن بيست روز را نيز قضا كند و از براى هر روزى يك مد كفّاره نيز بدهد ، بد نخواهد بود .
هامش
( 1 ) . الف : - « مرض » .