كرده ، به اين نحو كه نذر كرده باشد كه فلان روز را هميشه روزه بگيرد و بخصوص سفر را ذكر نكرده باشد ، لازم نيست كه آن روز را در سفر روزه بگيرد ، بلكه حرام است روزه گرفتن .
و احوط آن است كه كسى در نذر ، بخصوص سفر را قيد نكند ؛ يعنى نذرى كه سفر نيز در آن مذكور باشد ، نكند .
و از روزهء سنّت يك روز استثنا شده است كه در سفر مىتوان گرفت و آن ، سه روز روزهاى است كه در مدينهء منوّره به جهت طلب حاجات مىگيرد . و كيفيّت اين روزه و آداب طلب حاجات را در آخر رسالهء مناسك حج بيان نمودهايم .
مسألهء دويم :
دانستى كه هر كه در سفر با وجود علم به حرمت روزه ، روزه بگيرد ، مجزى نيست و بايد قضا كند . امّا هرگاه جاهل مسأله باشد و نداند كه در سفر بايد افطار كرد و به اين جهت افطار نكند ، روزهء او صحيح است و مجزى است و قضا بر او لازم نيست .
بلى ، هرگاه در اثناى روز عالم شود ، بايد افطار كند و اگر افطار نكند ، فعل حرام كرده و قضا بر او لازم است .
و ظاهر آن است كه اين حكم مختص باشد به كسى كه نداند كه در سفر بايد افطار كرد . امّا هرگاه اين را داند و ليكن بعضى از احكام سفر را نداند ، مثل اينكه نداند كه كثير السفر هرگاه ده روز در وطن خود بماند ، حكم كثرت سفر او باطل مىشود و بايد كه روزه را افطار كند و به اين جهت روزه را بگيرد ، ظاهر آن است كه مجزى نباشد و بايد قضا كند .
مسألهء سيم :
كسى كه اصل مسأله را داند ، امّا فراموش كرده باشد و از راه جهل و فراموشى در سفر روزه را گرفته باشد ، بعضى گفتهاند حكم آن حكم جاهل است و روزه او صحيح است « 1 » و بعضى ديگر گفتهاند كه در حكم عالم است و روزه او صحيح
هامش
( 1 ) . سبزوارى در ذخيرة المعاد : 525 ، س 36 .